الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٨ - تحقيق مصنف
و مانند:
فاذا لا يؤتون الناس نقيرا ( پس در اين هنگام حتى هسته خرمائى بمردم نميدهند).
شاهد در « لا يؤتون» است كه با رفع قرائت شده و نصبش نيز جايز است چون « اذا » بعد از فاء قرار گرفته.
البته در قرائت شاذى هردو آيه با نصب نيز قرائت شدهاند.
تحقيق مصنّف
مصنّف گويد:
تحقيق آنستكه بگوئيم: وقتى گفته شود:
ان تزرنى ازرك و اذن احسن اليك.
اگر « واو » را عاطفه به جواب بدانيم يعنى ملتزم شويم « اذن احسن اليك» معطوف است به « ازرك » مجزوم مىباشد و بدين ترتيب عمل « اذن » در آن باطل مىگردد چه آنكه اذن در حشو واقع شده است.
و اگر آنرا عطف به مجموع دو جمله بگيريم. رفع و نصبش هردو جايز است زيرا بر اذن كلمه « واو » عاطفه مقدّم شده است.
بعضى گفتهاند:
نصب آن واجب و متّعين است زيرا جمله بعد مستأنف مىباشد.
و نيز مىتوان وجه نصب را با تقرير ديگر بيان نمود و آن ايستكه:
جمله « و اذن احسن اليك» با واو به جمله اوّل كه شرط باشد عطف شده و چون معطوف عليه اوّل است معطوف بآن نيز اوّل محسوب ميشود.
سپس مصنّف گفته:
و مثل آنست جمله: زيد يقوم و اذن احسن اليه.
اگر « و اذن احسن اليه» به جمله فعليه يعنى « يقوم » عطف باشد حتما لازمست « احسن » مرفوع قرائت گردد زيرا به جمله خبر كه در مرتبه دوّم قرار گرفته معطوف است