الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٤ - معناى چهارم تقرير
و در تقرير بفاعل لازمست بگوئيم:
أأنت ضربت زيدا (آيا تو زيد را زدى).
و در تقرير بمفعول بايد گفت:
أزيدا ضربت (آيا زيد را زدى).
چنانچه در همزهاى كه براى استفهام حقيقى مىآيد لازمست امرى كه از آن استفهام شده پهلوى همزه قرار بگيرد.
سپس مصنّف مىگويد:
فرموده حقتعالى: أانت فعلت هذا ( آيا اينكار را انجام دادى).
متحمل دو معنا مىباشد:
الف: ممكنست از همزه استفهام حقيقى اراده شده باشد باين نحو كه سائلين نمىدانستند ابراهيم عليه السلام فاعل اينفعل بوده لذا از فاعل سؤال كردند از اينرو همزه بر « انت » داخل شده است.
ب: احتمال دارد از همزه تقرير اراده شده باشد باين بيان:
قائلين مىدانستند فاعل فعل حضرت ابراهيم عليه السلام بوده همانطورى كه خود آن حضرت نيز مىدانستند لذا ايشان را وادار نمودند كه بفاعليّت خودش اقرار نمايد از اينرو همزه را بر « انت » داخل كردند.
بايد توجه داشت كه همزه چه بمعناى استفهام حقيقى بوده و چه تقرير فعل نه مورد استفهام است و نه تقرير زيرا همزه بر فعل داخل نشده و از عدم دخولش بر سر فعل ميفهميم كه فعل نه مستفهم عنه بوده و نه مقرّبه.
دليل ديگر براينكه فعل نه مورد استفهام است و نه تقرير اينكه حضرت ابراهيم عليه السلام در مقابل سؤال ايشان جواب بفاعل داده و فرمودند:
بل فعله كبيرهم هذا ( بلكه بزرگ اين بتها اينكار را نموده است).