الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٣ - تنبيه و تذكر
يعنى: اى حكمى كه وارث عبد الملك مىباشى ظاهر شو همچون ظاهر شدن زن درخشندهروى در پارهاى از شب تاريك.
شاهد در « الوارث » است كه صفت براى حكم بوده و همچون آن مضموم گشته است و « حكم » چون مناداى مفرد معرفه است مبنى بر ضمّه مىباشد.
و حسناء در بيت مورد صحبت يا صفت است براى محل « هند » همچون قول جرير بن عطيّه مادح عمر بن عبد العزيز:
|
يعود الفضل منك على قريش |
و تفرج عنهم الكرب الشّدادا |
|
|
فما كعب بن مامة و ابن سعدى |
باكرم منك يا عمر الجوادا |
يعنى: فضل و بخشش از تو بقريش بازمىگردد و برطرف مىكنى از ايشان حزن و اندوه شديد را.
پس كعب بن مامه و ابن سعدى بخشندهتر و كريمتر از تو نيستند اى عمر بن عبد العزيز كه اين صفت دارى جواد و بخشنده هستى.
شاهد در « الجواد » است كه صفت براى محلّ « عمر » مىباشد.
و يا نصب آن بتقدير « امدح » بوده و يا صفت است براى مفعول به محذوف و تقدير كلام: عدى يا هند الخلّة الحسناء (وعده بده اى هند خصلت و خلق نيكو را) مىباشد يعنى « حسناء » صفت است براى « خلّه » كه مفعولبه براى « انّ » مىباشد.
سپس مصنّف مىگويد:
بنابر دو وجه اوّل و دوّم متكلّم هند را به وعدهاى كه وفاء كردنى است امر نموده بدون اينكه موعود را براى آن معيّن و مشخص نمايد چه آنكه بنابر تقدير اوّل كه « حسناء » صفت براى هند بوده و از محلش تبعيت كرده باشد معنا اينستكه:
اى هند نمكين و نيكوروى البته البته وعده بده.
و بنابر تقدير دوّم كه « حسناء » مفعول براى « امدح » باشد اينستكه: