الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٥ - قسم دوم از اقسام«ان» حرفيه
واو: حاليه، غير عامله، مبنى.
انت: ضمير منفصل مرفوع، مبتدأ.
صديق: خبر براى « انت » و جمله « و انت صديق» جمله حاليه مىباشد كه محلّا منصوب است.
قوله: و هو مختص بالضرورة: ضمير « هو » به ثبوت اسم ان راجع است.
قوله: و لا يجوز افراده: يعنى افراد خبر.
قوله: فيجوز الامران: مقصود از « الامران » افراد و جمله آوردن خبر مىباشد.
قوله: و قد اجتمعا فى قوله: ضمير در « اجتمعا » به افراد و جمله آوردن راجع است.
قوله: بانك ربيع و غيث مريع الخ:
تجزيه و تركيب
ان: مخفّفه از مثقله.
ك: ضمير متصل منصوب، اسم براى « ان » .
ربيع: خبر براى « ان » .
واو: عاطفه.
غيث: معطوف به « ربيع » ، موصوف.
مريع: صفت براى « غيث » .
واو: عاطفه.
انك: مخففه از مثقله و كاف اسمش بوده و آن با اسم و خبرش معطوف است به انك ربيع.
هناك: ظرف زمان، متعلق به « تكون » ظرف لغو.
تكون: فعل مضارع، مفرد، مذكر، حاضر، از افعال ناقصه، ضمير « انت » اسمش بوده و « الثمالا » خبرش مىباشد و جمله « تكون الثمالا» خبر است براى « انك » .