الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩ - خطبه كتاب
ترجمه: پس نزد تو است كتابى كه بار سفر بسبب آنچه ما دون و در مرتبه پائينتر از آنست بسته ميشود چه رسد بآن و نزد آن مردان بزرگ و نامى درنگ كرده و از آن نمىگذرند زيرا هيچ قريحه و طبع سليمى در اين فن مثل چنين كتابى را وضع ننموده و هيچ بافندهاى همچون بافتههاى اين كتاب نبافته است.
و از جمله امورى كه مرا بر تصنيف اين كتاب وادار نموده اينستكه وقتى در معناى اينعلم يعنى علم اعراب مقدمه كوتاه موسوم به « الاعراب عن قواعد الاعراب» را نوشتم موقعيّت نيكو و قابل توجّهى نزد بزرگان پيدا نمود و در بين طلّاب عام المنفعة گرديد با اينكه آنچه را در آن نوشته بودم نسبت به مطالبى كه در آن نياوردم همچون تكّهاى از گلوبند بلكه مانند قطرهاى از قطرات دريا مىباشد.
آگاه باش، آنچه را بيان نكرده و مخفى داشتم بيان، و آنچه را تقرير و تحرير كردهام افاده نموده و فوائد و قواعد را به افهام تقريب مىنمايم.
فوائد و درّهاى اينعلم را با الفاظى سهل و آسان همچون گياه ثمام كه در كناره رودخانهها روئيده و بسهولت قابل اخذ است نوشتهام تا طالبين با ادنى توجهى بآنها برسند.
از كسانيكه طبيعتى سالم داشته و از مرض حسد قلبشان خالى است تقاضا دارم اگر به اشتباهى كه ناشى از طغيان قلم است يا احيانا نشانه لغزش قدم مىباشد برخورد نمودند مرا عفو نموده و در جنب مطالب بعيد و ناآشنائى كه در اينجا به اذهان ايشان مأنوس كرده و مسائل وحشى را كه رام نموده و در اختيارشان گذارده و ايشان را از تعب و رنج راحت كردهام و مطالب دور را چنان بيان كرده كه از نزديك بايشان نداء مىدهد لغزشها را ناديده انگارند و در دل و قلب خود اين معنى را فراموش نكنند كه اسب تندرو گاهى بزمين خورده و شمشير برّان زمانى كند شده و آتش سوزان هنگامى خاموش گشته و اساسا انسان محل نسيان و فراموشى بوده و افعال و اعمال نيكو، كردار زشت را پوشانده و از بين مىبرند و چه خوش گفته شاعر (يزيد بن محمد مهلبى).
|
و من ذا الذى ترضى سجاياه كلّها |
كفى المرء نبلا ان تعد معايبه |