الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٤ - احكام مختصه الف
و در قول عمر بن ابى ربيعه اختلاف است: وى گفته:
|
ثمّ قالوا: تحبّها؟ قلت بهرا |
عدد الرمل و الحصى و التّراب |
يعنى: سپس گفتند: آيا دوست مىدارى آن زن را (ثريا دختر عبد اللّه)؟
گفتم دوست دارم او را بسيار به عدد ريگها و سنگريزهها و خاكها.
بيان و شرح اختلاف اينست:
برخى از ادباء گفتهاند: مراد وى: أتّحبها مىباشد يعنى همزه استفهام حذف شده.
و بعضى ديگر معتقدند « تحبها » خبر است براى مبتداء محذوف و تقدير « انت تحبها» مىباشد. و معناى: قلت بهرا اينستكه:
قلت احبّها حبّا بهرنى بهرا يعنى گفتم دوستش دارم دوست داشتنى كه بر من غلبه كرده است. و بعضى ديگر گفتهاند معناى آن تعجب است.
متنبى مىگويد:
|
أحياء و ايسر ما قاسيت ما قتلا |
و البين جار على ضعفى و ما عدلا |
يعنى: تعجب ميكنم چگونه زندهام درحاليكه آسانتر چيزى كه آنرا تحمّل مىكنم امرى است كه غير مرا كشته و جدائى و دورى ستم نمود بر ناتوانى من و بعدالت عمل نكرد كلمه « احيا » فعل مضارع بوده بمعناى تعجّب مىكنم و اصل « أاحيا » بوده و بعد همزه استفهام حذف گرديد و كلمه « واو » در « و ايسر» حاليه است و معناى بيت آنستكه شاعر از حيات و زنده ماندن خود تعجب كرده و مىگويد:
چگونه زنده ماندهام درحاليكه آسانتر و كمتر چيزى كه غير من را كشته است من تحمل كردهام.