الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١٥ - قسم سوم از اقسام ان حرفيه
اينطور پنداشته كه بدليّت از « ها » در « به » صحيح نيست زيرا مبدلمنه در حكم ساقط است در نتيجه لازم مىآيد كه صله موصول بدون عائد باقى بماند درحاليكه اينمعنا جايز نيست.
مصنّف مىگويد:
عائد در لفظ موجود بوده و باحسن و العيان مشاهده ميشود پس مانعى از بدليّت در بين نمىباشد.
شرح
قوله: و فى شرح الجمل: كتاب « الجمل » تأليف و تصنيف ابن عصفور مىباشد و آن كتابى است كه در علم نحو نوشته شده.
قوله: لابن عصفور: وى عبارتست از ابو القاسم عبد الرحمن بن اسحق زجاجى.
قوله: ما قلت لهم الّا ما امرتنى به الخ : آيه (١١٧) از سوره مائده.
تجزيه و تركيب
ما: نافيه، غير عامل، مبنى.
قلت: فعل ماضى، صيغه متكلم وحده، ثلاثى مجرد، از باب نصر، ينصر، متعدى، معلوم، ضمير متّصل مرفوع فاعل آن مىباشد و مفعولش كه « شيئا » است حذف شده.
لهم: جار و مجرور، متعلق به « قلت » ، ظرف لغو.
الّا: از ادات استثناء.
ما: موصوله، مستثناء مفرّغ.
امرتنى: فعل ماضى، صيغه مفرد، مذكر، حاضر و تاء خطاب فاعلش و ياء مفعولش مىباشد.
به: جار و مجرور، متعلق به « امرتنى » .