الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١٣ - قسم سوم از اقسام ان حرفيه
ما قلت لهم الّا ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه ( بايشان نگفتم مگر آنچه تو مرا بآن مأمور ساختى و آن اينستكه بايشان گفتم خدا را عبادت كنيد).
گفته است:
جايز است « ان » مفسّر « قول » باشد منتهى لازمست « قول » را به ماده « امر » تأويل برده و بگوئيم تقدير آيه چنين است:
ما امرتهم الّا بما امرتنى به ان اعبدوا اللّه.
مصنّف گويد:
اينكلام از زمخشرى نيكو و پسنديده است، بنابراين در شرح اين ضابطه و شرط چهارم بايد گفته شود:
شرط چهارم اينستكه در جمله قبل حروف قول نباشد مگر در صورتيكه قول را بتوان به غيرش تأويل نمود كه در اينفرض از آمدن صريح قول البته ممانعتى نمىباشد.
لازم بتذكر است كه « ان » در آيه شريفه مذكور (ما قلت لهم الّا ما امرتنى الخ) نمىتواند مفسّر « امرتنى » باشد زيرا صحيح نيست گفته شود:
اعبدوا اللّه ربّى و ربّكم مقول حقتعالى است از اينرو صحيح نيست آنرا تفسير براى امر او بدانيم زيرا مفسّر عين تفسيرش بايد باشد چنانچه مصدريّه نيز نميتوان آنرا فرض كرد و طبق آن « ان » و صلهاش را عطف بيان براى « هاء » در « به » دانست و نيز جايز نيست آنرا با صلهاش بدل از « ماء » قرار داد.
امّا عدم جواز عطف بيان: جهتش آنستكه عطف بيان در جوامد بمنزله نعت در مشتقّات است پس همانطورى كه ضمير منعوت و موصوف واقع نميشود همچنين برايش عطف بيان نيز نمىآورند ولى زمخشرى از اين نكته غفلت كرده و عطف بيان آمدن « ان » با صلهاش از ضمير را تجويز كرده است.
و از بين متأخرين تنها ابو محمّد ابن السّيّد و ابن مالكه بر اين نكته تصريح و تنصيص كردهاند و كلام ايندو مطابق قياس و قاعده است.
و امّا عدم جواز بدل از « ما » : جهتش آنستكه « قلت » در « ما » عمل نموده حال