الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢٦ - وجه چهارم از اقسام«ان» حرفيه
تجزيه و تركيب
امهله: فعل و فاعل و مفعول، ماضى، مفرد، مذكر، غائب، ثلاثى مزيد از باب افعال، متعدّى.
حتى: حرف جار بمعناى انتهاء غايت، عامل، مبنى.
اذا: ظرف زمان، محلّا مجرور به حتّى، متعلق به « امهله » .
ان: زائده.
كانّه: از حروف مشبهة بالفعل و ضمير منصوبى اسمش مىباشد.
معاطى: اسم فاعل، از باب مفاعله، مضاف، خبر براى « كانّ » .
يد: مضافاليه.
فى: حرف جارّ، عامل، مبنى.
لجّة: مضاف، مجرور به « فى » ، متعلق به « معاطى » .
الماء: مضافاليه.
غامر: معطوف است بر « معاطى » بحذف عاطف.
قوله: زعم الاخفش انّها تزاد فى غير ذلك: ضمير در « انّها » به « ان » راجع بوده و مشاراليه « ذلك » مواضع اربعه مىباشد.
قوله: و انها تنصب المضارع: اين عبارت معطوف است به « انّها تزاد» يعنى اخفش دو مطلب را گمان كرده و بيان داشته:
الف: آنكه « ان » در غير چهار موضع مذكور نيز زائده مىآيد.
ب: آنكه در عين حاليكه زائده است فعل مضارع را نصب مىدهد.
قوله: كما تجرّ من و الباء الخ: يعنى و اگر كسى باخفش اشكال كند كه چطور وقتى « ان » زائده بود در فعل مضارع عمل نصب مىكند بااينكه على القاعده حرف زائد نبايد عمل نمايد.
وى در جواب مىگويد: