الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٨ - مسئله دوم در بيان معناى اذن
قوله: و على القول الاوّل: يعنى اينكه اذن حرف باشد.
قوله: لا ان مضمرة بعدها: يعنى بعد اذن.
قوله: فقال الشلوبين: شلوبين عبارتست از عمر بن محمّد اندلسي يكى از ائمه نحو و لغت مىباشد.
قوله: ابو على الفارسى: نام وى حسن بن احمد بوده و در عصر سيف الدّوله و عضد الدّوله مىزيسته از وى كتبى در علم ادب همچون ايضاح و تذكره بيادگار مانده.
قوله: يدليل انّه يقال لك: ضمير در « انّه » بمعناى شأن مىباشد.
قوله: فالاوّل كقوله: مقصود از « فالاوّل » جواب بودن اذن است براى ان و لو ظاهره.
قوله: لئن عادلى عبد العزيز بمثلها:
تجزيه و تركيب
لام: موطئه براى قسم، غير عامله، زائده.
ان: حرف شرط، عامل جزم، مبنى.
عاد: فعل ماضى، مفرد، مذكر، غائب، ثلاثى مجرد، از باب نصر، ينصر، لازم و متعدى استعمال ميشود و در اينجا متعدى است.
لى: جار و مجرور، متعلق به « عاد » فعل شرط، محلّا مجزوم است.
عبد العزيز: مضاف و مضافاليه، علم است براى شخص معروف، فاعل براى « عاد » .
با: ممكنست زائده باشد در صورتيكه « عاد » متعدى باشد و اگر « عاد » لازم استعمال شده باشد البته باء براى تعديه است.
مثلها: مجرور به « باء » .
واو: عاطفه و معطوف عليه « عاد » مىباشد.
امكننى: فعل و فاعل و مفعول.
منها: جار و مجرور، متعلق به « امكننى » .
اذن: جواب براى « ان » .