الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٦ - مسئله دوم در بيان معناى اذن
احبّك (دوستت دارم).
شما در جواب مىگوئيد: اذن اظنّك صادقا (در اين هنگام تو را صادق مىپندارم) چه آنكه در اينجا روشن و واضح است مجازاتى نبوده تا اذن براى جزاء آمده باشد. بلكه صرفا در مقام جواب آورده شده.
پايان كلام فارسى.
مصنّف گويد:
اكثرا كلمه « اذن » را جواب براى « ان » و « لو » مىآورند و اعم از آنكه ايندو ظاهر بوده يا مقّدر باشند.
مثال اوّل همچون قول عبد الرّحمن بن اسود:
|
لئن عادلى عبد العزيز بمثلها |
و امكننى منها اذن لا اقيلها |
يعنى: اگر عبد العزيز براى من دوباره بازگو كرده و سخن اوّل را تكرار نمايد (سوال كن از من حاجتهاى خود را) و بمن قدرت اظهار آن سخن را بدهد در اين هنگام آنرا ترك نكرده بلكه همان جواب اوّل را من باو خواهم داد يعنى ميگويم من را كاتب و نويسنده خودت قرار بده.
شاهد در « اذن » است كه در جواب « ان » شرطيه ظاهر آمده است.
و نيز مانند قول حماسى (قريط بن انيف):
|
لو كنت من مازن لم تستبح ابلى |
بنو اللّقيطة من ذهل بن شيبانا |
|
|
اذن لقام بنصرى معشر خشن |
عند الحفيظة ان ذو لوثة لانا |
يعنى: اگر از قبيله مازن بودم قبيله بنو لقيطه كه از ذهل پسر شيبان هستند شتران مرا نمىگرفتند و در آن هنگام بمنظور يارى من جماعتى خشن و سخت بپا ميخاسته و