الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٧ - مسئله دوم در بيان معناى اذن
حميّت خود را نشان مىدادند مشروط باينكه صاحب ضعف از خود نرمى نشان داده بود.
شاهد در « اذن » است كه در جواب « لو » شرطيه ظاهر آمده است چه آنكه « اذن لقام بنصرى» بدل است از « لم تستبح» و چون « لم تستبح» جواب براى « لو » بوده و از طرفى بدل جواب نيز جواب محسوب مىشود لاجرم جمله « اذن لقام بنصرى» را مىتوان باين اعتبار جواب براى « لو » بحساب آورد.
و مثال دوّم مانند اينكه بشما گفته شود: آتيك (نزد تو مىآيم).
پس شما در جواب بگوئيد: اذن اكرمك (در اين هنگام اكرام مىكنم تو را).
تقدير اينمثال آنستكه: ان اتيتنى اذن اكرمك، پس جمله « اذن اكرمك» در جواب « ان » شرطيه مقدر درآمده است.
و خداوند متعال نيز در قرآن شريفش ميفرمايد:
ما اتّخذ اللّه من ولد و ما كان معه من اله، اذن لذهب كلّ اله بما خلق و لعلى بعضهم على بعض .
( خداوند متعال هرگز فرزندى برنگزيده و احدى ابدا با او شريك نبوده زيرا در اين هنگام هرخدائى به آنچه خود خلق كرده روى مينمود و برخى بر بعضى ديگر برترى مىجست.
شاهد در « اذن لذهب» است كه قبل از آن « لو » مقدّر مىباشد و تقدير چنين است و لو كان معه من اله اذن لذهب الخ.
فرّاء نحوى مىگويد:
در هرموردى كه بعد از « اذن » لام بيايد پس قبل از آن اگر لو ظاهر نبود قطعا مقدّر مىباشد.
شرح
قوله: فى نوعها: يعنى نوع اذن كه آيا حرف بوده و يا اسم و يا فعل مىباشد.
قوله: و عوّض التنوين عنها: ضمير در « عنها » به جمله راجع است و مقصود از « تنوين » همان نونى است كه در « اذن » ثبت مىباشد.