تعليقه بر الهيات شرح تجريد - الخفري، محمد بن احمد - الصفحة ٥٩ - إثبات كلام واجب تعالى
خصوص، دو قياس متعارض وجود دارد:
قياس أوّل:
صغرى: كلامه تعالى صفة له.
كبرى: و كلّ ما هو صفة له فهو قديم.
نتيجه: فكلامه تعالى قديم.
قياس دوم:
صغرى: إنّ كلامه تعالى مؤلّف من أجزاء مترتّبة متعاقبة فى الوجود.
كبرى: و كلّ ما هو كذلك، فهو حادث.
نتيجه: فكلامه تالى حادث.
از آنجا كه صدق هر دو نقيض، ممتنع است لذا هريك از دو طرف نزاع- يعنى قائلان به حدوث يا قدم كلام اللّه تعالى- ناچار به منع يكى از دو قياس متعارض است.»
قوشچى پس از بيان دو قياس مذكور، آراى متكلّمان را چنين بيان مىكند:
حنابله بر اين باورند كه كلام بارى تعالى قديم است. زيرا كلام، همان حروف و اصواتى است كه قائم به ذات است. برخى از حنابله در اين قول تا آن حدّ مبالغه كرده كه قائل شدند جلد و غلاف مصحف نيز قديم است. لذا قياس أوّل را صحيح و كبراى قياس دوم را منع كردند.
كرّاميه نيز همانند حنابله قائلند كه كلام حقّ تعالى عبارت از اصوات و حروف است، امّا بر خلاف آنها قائل به حدوث كلام اللّه مىباشند. زيرا منعى نمىبينند كه حوادث قائم به ذات حقّ باشد. لذا ايشان قياس دوم را صحيح و كبراى قياس أوّل را منع مىكنند.
معتزله نيز همانند دو فرقه قبل قائلند كه كلام حقّ تعالى همان اصوات و حروف است، امّا قائم به ذات حقّ نيست. زيرا معتزله كلام حقّ را حادث مىدانند و