تعليقه بر الهيات شرح تجريد - الخفري، محمد بن احمد - الصفحة ٤٩ - إثبات حيات واجب تعالى
معناى حيات به عمل آوردهاند.
خفرى همانند خواجه و قوشچى اشارهاى به تعريف حيات نكرده و بحث خود را با طرح دلايل إثبات حيات حقّ تعالى آغاز نموده است. در اين باره، خواجه دليلى در شرح تجريد مطرح فرموده كه به نظر مىرسد مورد اتفاق حكما و متكلّمان بوده، از اين رو، خفرى بدون هيچ گونه اشارهاى به آن، به طرح دليل ديگرى از ايشان كه در شرح رسالة العلم عنوان كرده، مىپردازد. پس از آن، قول بهمنيار در التحصيل را نقل كرده و در آخر، دليل خود را در مسئله حيات حقّ تعالى بيان مىفرمايد.
خواجه در شرح رسالة العلم مىگويد: «زمانى كه عقلا مىخواهند حقّ تعالى را به صفاتى چون علم و قدرت متّصف نمايند، اين صفات در مقابل، داراى صفات نقيض چون جهل و عجز هستند كه عقلا در مقام اتّصاف حقّ به اين صفات، طرف اشرف از دو طرف نقيض را اختيار مىكنند يعنى صفت علم را كه اشرف از جهل است و همينطور صفت قدرت را كه اشرف از عجز است، به حقّ نسبت مىدهند.
زيرا همانطور كه مىدانيد حقّ تعالى كمال مطلق است و بايد به صفات اشرف و أليق متّصف گردد، در نتيجه عقلا زمانى كه حقّ تعالى را به دو صفت علم و قدرت متّصف كردند، به اين حقيقت دست يافتند كه هر موجود فاقد حياتى، امتناع دارد به دو صفت اشرف علم و قدرت متّصف گردد و از همين جا بود كه آنها حقّ تعالى را به صفت حيات كه اشرف از نقيض خود- يعنى موت- است، متّصف كردند.»
اين دليل خواجه بر خلاف دليلى كه در شرح تجريد عنوان كرده، مورد ايراد و اشكال برخى از متكلّمان و حكما مثل صدر المتألهين واقع شده، و البتّه در مقابل اينها برخى ديگر، از جمله خفرى دليل مذكور را تأييد كردهاند. او برهان خواجه را كلام حقّ مىداند، لكن توجيه ايشان در جهت دفاع از اين برهان گويا نيست.
خفرى مىگويد: اين برهان در واقع در مقابل نظر كسانى است كه صفات حقّ را زائد بر ذات مىدانند و از طرف ديگر مؤيّد كسانى است كه قائل به عينيت صفات با
تعليقه بر الهيات شرح تجريد ٥٠ ٤ - إثبات حيات واجب تعالى ..... ص : ٤٨