تعليقه بر الهيات شرح تجريد - الخفري، محمد بن احمد - الصفحة ٢٣ - إثبات واجب الوجود
حكيم بزرگوار، مير محمد باقر داماد، استاد حكيم متأله صدر الدين شيرازى- و معروف به معلم ثالث- از برهان أوّل خفرى دفاع كرده، در تفسير خود از اين برهان مىگويد: «طبيعت ايجاد، متأخّر از طبيعت وجود است. زيرا طبيعت ايجاد، طبيعت ناعتى و وصفى است و محال است كه قائم به ذات خود باشد، در نتيجه ايجاد منحصرا وصف براى شيء خواهد بود و ربط ايجادى مطلقا متأخّر از وجود موضوع است. زيرا ثبوت شيء براى شيء، فرع اين است كه موصوف آن شيء فى نفسه ثابت باشد، به اين معنا كه إثبات طبيعت ايجاد براى غيرش مبتنى بر آن است كه آن غير (- موصوف) قبلا ثابت باشد. پس بايد آنچه كه ايجاد به او نسبت داده مىشود و ايجاد متأخر از اوست، خود، موجود باشد. لذا نتيجه مىگيرد كه طبيعت وجود بر طبيعت ايجاد مقدّم است و اگر وجود واجب الوجود تعالى را در تقدير نگيريم، اين تقديم حفظ نخواهد شد يعنى ديگر يك امر قائم به ذات نخواهيم داشت كه همان وجود موضوع، و موجد همه موجودات است، بلكه صرفا طبيعت ايجاد را خواهيم داشت. در اين حال، وجود هر ايجادى متوقف بر ايجاد خواهد بود، به اين معنا كه طبيعت ايجاد بر خودش متوقف خواهد شد و اين امر مستلزم تقدّم شيء بر نفس، كه همان محذور دور است، خواهد بود. براى گريز از محذور دور، لازم است كه وجود واجب الوجود تعالى در تقدير گرفته شود چون طبيعت ممكن به طبيعت وجود متصف نمىگردد مگر پس از آنكه ايجاد به طبيعت ممكن تعلق گيرد.»
با اين بيان، ميرداماد چنين نتيجه مىگيرد: بنا بر توجيه مذكور، هيچ يك از شبهات وارده، متوجه ايشان (- خفرى) نمىگردد. زيرا لازمه قول شبههكنندگان در «الشيء ما لم يوجد لم يوجد» اين است كه هر شيء (- فاعل) كه شيء را ايجاد كند، ايجاد هر شيء متوقف بر وجود آن ايجادكننده و فاعل است، نه اينكه مرادشان اين باشد كه طبيعت ايجاد متوقف بر طبيعت وجود و متأخّر از آن است يعنى آن تقدّم و تأخّرى كه در دو طبيعت قائل شديم، مراد شبههكنندگان نبوده است.