قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٨
جاهليت نجات داد خود را دوباره گرفتار هلاكت نمىكند و شغل قضا را
نپذيرفت. قاسم بن وليد وقتى به او پيشنهاد قضاوت شد خود را به جنون زد. [١]
بديهى است وقتى قضاوت به مفهوم اجراى حكم و عدالت الهى باشد، چنانكه در
اسلام به همين مفهوم است، يعنى حكم خدا را در فصل مخاصمات به كار بردن كه
لازمۀ آن شناختن حكم خدا در مواردى است كه نصى موجود نباشد، مسلم است مردان
باتقوا و پرهيزكار را مشكل مىتوان وادار به اين كار كرد و به همين جهت است كه
فقيه مخلص خود را به ديوانگى مىزند يا حبس و زجر را بر قضاوت ترجيح مىدهد يا از
شهر و ديار آواره و متوارى مىشود تا ناچار به قضاوت مبتلا نگردد؛ زيرا قضاوت كار
پيامبران و خلفاى خداوند بر روى زمين است و اگر از آن به امانت الهى تعبير شود
نابجا نيست و اگر خداى نكرده كسى اشتباها در رأى خود ابطال حق يا احقاق باطل كند
به امانت الهى خيانت كرده است.
شايد توجه به فرمايش امام صادق (ع) موضوع را بيشتر روشن كند. آن حضرت
قضات را به چهار گروه تقسيم نموده كه سه گروه به تحقيق دچار عذاب الهى و گرفتار
آتش دوزخند و تنها يك گروه اخير رستگارند:
١. كسانى كه عالما قضاوت به باطل كنند.
٢. كسانى كه نادانسته قضاوت به باطل كنند.
٣. كسانى كه نادانسته قضاوت به حق كنند.
٤. كسانى كه دانسته قضاوت به حق مىكنند. [٢]
حضرت دستۀ سوم را نيز در رديف دو دستۀ قبلى قرار دادهاند
چون هيچ كس حق ندارد بدون كشف حقيقت يا بدون اطلاع و علم در موضوع دعوى حكم
[١] كتاب الولاة و كتاب القضاة، ابو عمر يوسف كندى؛ ص ٨٠.
[٢] الكافى؛ ج ٧، ص ٤٠٧. من لا يحضره الفقيه؛ ج ٣ ص ٤. التهذيب؛ج ٦، ص ٢١، به خاطر دارم در ارديبهشت سال ١٣٦٦ در كنفرانس قضايى كوالالامپور شركتكردم شركت كنندگان، رؤساى ديوان عالى كشورهاى مختلف جهان بودند. و اين جانب به نيابت از رئيس ديوانعالى كشور ايران اعزام شدم.درمقالهاى كه ارائه دادم حديث بالا را آورده بودم. به محض آن كه خواندم، رئيس ديوان عالى كشور بلژيك از جاى برخاست وفرياد زد: منپيشنهاد مىكنم اين جمله بالاى سر همه قضات در سراسر عالم نوشته شود!