قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٢٢
آنان بپذيرد كه البته خدا آمرزنده و مهربان است».
در اين آيه حال گروهى از اعراب را كه اعتراف به گناه خويش داشته و
عمل نيك و بد آنان مخلوط است، و از اين جهت اميد به آمرزش خداوند دارند [١] بيان مىكند. با توجه به سياق و مدلول آيه به نظر مىرسد
كه اين آيه نيز ربطى به حجّيت قاعده اقرار ندارد. درست است كه اعتراف گنهكاران به ارتكاب عمل خلاف عقل و يا شرع از
جانب آنان نوعى اقرار به زيان خودشان است ولى چنين امرى هيچگونه دلالتى بر نافذ
بودن اقرار هر فرد عاقل به زيان خودش نمىتواند داشته باشد. و لذا آيه مستند كافى براى قاعده اقرار محسوب نمىشود.
به عبارت ديگر اين آيه مفيد يك حكم جزئى است و نمىتواند وسيله
استنباط حكم كلى قرار گيرد و حد اكثر دلالت آن اين خواهد بود كه به عنوان يكى از
مصاديق قاعده اقرار محسوب شود نه مثبت حكم حجّيت اقرار هر عاقلى به زيان خويش.
ج) «يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوّٰامِينَ بِالْقِسْطِ
شُهَدٰاءَ لِلّٰهِ وَ لَوْ عَلىٰ أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوٰالِدَيْنِ
وَ الْأَقْرَبِينَ». [٢] «اى اهل
ايمان نگهدار عدالت باشيد و براى خدا (موافق حكم
خدا) شهادت دهيد
هر چند به ضرر خود يا پدر و مادر و خويشان شما باشد».
در نحوۀ استدلال به اين آيه چنين گفته شده است كه امر و دستور
خداوند در وجوب اداى شهادت براى خدا و به زيان خود ملازمه با پذيرش شهادت فرد عليه
خويش دارد. و از اين امر مىتوان قاعده كلى نفوذ اقرار به زبان خود را استنباط
نمود. [٣]
ليكن در پاسخ به استدلال فوق گفته شده است كه اولا؛ از ظاهر آيه چيزى
جز وجوب اداى شهادت و حرمت كتمان آن و لو شهادت عليه شاهد باشد استفاده و برداشت
نمىشود؛ [٤] و از آيه
استفاده نمىگردد كه در پذيرش چنين شهادتى شرائط شهادت مانند تعدد شاهد و يا عدالت
شاهد لازم نيست. پس بنابراين
آيه
[١] تفسير الميزان؛ ج ٩، ص ٣٧٦.
[٢] نساء؛ ١٣٥.
[٣] القواعد الفقهيّة، ميرزا حسن بجنوردى؛ ج ٣،ص ٤١.
[٤] همانجا.