قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٤٤
حق الهى به علت آنكه موجب شبهه است، اثر اقرار، يعنى ثبوت حد را از
بين مىبرد، ولى در ساير موارد به نفوذ و اعتبار اقرار خللى وارد نمىكند.
ب) مال، حق و نسب
موضوع اقرار از جهت ديگرى نيز تقسيم شده است و بر سه نوع است: مال،
حق و نسب [١]. برخى تقسيم
مزبور را با اندك تغييرى به گونهاى ديگر مطرح كردهاند و به جاى «حق» عنوان «غير مال» را ذكر كردهاند. اين تغيير بيشتر جنبۀ اصطلاحى دارد وگرنه از نظر محتوا تفاوت
چندانى در بين نيست و در ذيل قسم دوم (غير مال) مانند تقسيم اول انواع حقوق ذكر شده و آن هم
منحصر به حقوق غير مالى نبوده، بلكه حقوق مالى را نيز در بر مىگيرد [٢].
١. مال: گاهى موضوع
اقرار مال است خواه آن مال عين خارجى باشد يا دين موجود در ذمه، و يا منفعت و يا
عمل.
٢. حق: موضوع اقرار
ممكن است يك حق باشد. حق در اينجا
در معناى اخص خود به كار رفته است و در مقابل مال مىباشد، در حالى كه در تقسيم
پيشين حق در معنايى اعم كه مال را نيز شامل مىشود استعمال شده است. اين حق ممكن است از امور كيفرى باشد، چون حق
قصاص يا حد يا تعزير چنانكه اقراركننده به ارتكاب قتل، زنا يا قذف اعتراف كند و يا
حق ارتفاق باشد: چنانكه كسى
اقرار كند كه همسايه او حق دارد از ملك وى عبور كند، يا از آن آب بردارد، يا حق
دارد در ملك وى پنجره باز كند؛ يا ناودان خانۀ خود را در ملك او قرار دهد. همچنين موضوع اقرار ممكن است حقوق ديگر چون
حق انتفاع، حق خيار يا حق شفعه باشد
[٣].
٣. نسب: گاهى موضوع
اقرار نسب و خويشاوندى است و اقراركننده به وجود رابطۀ خويشاوندى ميان خود و
ديگرى اقرار مىكند. فقيهان شيعه [٤] و ساير
[١] قواعد الاحكام؛ ج ١، ص ٢٧٩. جامع المقاصد؛ محقّق كركى؛ ج ٩،ص ٢٣٦ به بعد.
[٢] نك:عيوبالاراده، ص ٤٢٥، ٤٢٨.
[٣] نك:منهاجالصالحين؛ ج ٢، ص ١٩٣. جامع المقاصد، ج ٩، ص ٢٣٦.
[٤] جواهر الكلام؛ ج ٣٥، ص ١٥٣ به بعد. مفتاح الكرامه؛ ج ٩، ص ٣٣٧ به بعد.ايضاحالفوائد؛ ج ٢، ص ٤٦٣ به بعد.