قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٢٧
بعضا به زيان اظهاركننده باشد اعم از اينكه نزد شخص صاحب مقام و سمت
انجام شده باشد يا نشده باشد.
[بخش دوم:] تبيين مفاد قاعده اقرار
[واژۀ اقرار]
معناى لغوى:
اقرار در كتب لغت به اذعان يا اعتراف به حق [١]، اعتراف به شيء [٢] و اثبات شيء [٣] تعريف شده است. ريشۀ آن مادّه «قرّ» به معناى «ثابت بودن» است. آيه شريفه «وَ نُقِرُّ فِي الْأَرْحٰامِ مٰا
نَشٰاءُ» [٤] از همين
ريشه است.
تعريف اصطلاحى
: فقها در كتب خويش تعاريف مختلفى از اقرار ارائه دادهاند.
بعضى آن را به «اخبار بحق على نفسه» [٥] عدهاى به «اخبار عن حق لازم له»
و
بعضى به «اخبار عن حق سابق لا
يقتضى تمليكا بنفسه، بل يكشف عن سبقه» [٦] تعريف كردهاند.
قانون مدنى ايران نيز به تبع فقها در ماده ١٢٥٩ اقرار را چنين تعريف
مىكند:
«اقرار عبارت از اخبار به حقى است براى غير بر ضرر خود». علاوه بر اينها كاپيتان هم تعريفى
مشابه تعاريف فوق از اقرار ارائه داده است.
" Reconnaissance par une partie de ١ exactitude d'un Fait
alleglie contre elle."
[٧] اقرار عبارت است از اينكه كسى چيزى را كه به
زيانش اسناد داده شده، درست بداند.
[١] صحاح، جوهرى؛ ج ٢، ص ٧٩٠. قاموس، فيروزآبادى؛ ج ٢،ص ١١٦. لسان العرب، ابنمنظور؛ ج ٥، ص ٨٨. اقرب الموارد، شرتونى؛ ج ٢، ص ٥٩٨.
[٢] العين، خليل بن احمد؛ ج ٥، ص ٢٢.
[٣] المفردات، راغب اصفهانى؛ ص ٦٠٠.
[٤] مائده؛ ٢٢.
[٥] شرايع الاسلام؛ ج ٣، ص ١٤٣؛ الدروس الشرعية، شهيد اول؛ ص ٣١١. تبيين الحقايق، زيلعى؛ ج ٥، ص ٢.
[٦] جواهر الكلام؛ ج ٣٥، ص ٢.
[٧] دانشنامه حقوقى، جعفرى لنگرودى؛ ج ١،ص ٥٤٢.