قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٨٧
در جملات صادره از رسول اللّه (ص) هم جارى است. ولى بر اين استدلال
جاى اين خدشه باقى است كه اولا، انصراف لفظ بيّنه به معناى دو شاهد عادل بر فرض
قبول معلومات از باب كثرت و غلبه افراد در امور قضايى است و انصراف ناشى از كثرت
افراد، حجت نيست. و ثانيا، وجود تبادر در زمان حاضر چه دليلى دارد بر آن كه در
زمان صدور روايات از ائمه نيز همين تبادر محقّق بوده است؟ چه برسد به زمان صدر اسلام
يعنى زمان رسول اللّه (ص).
گروهى ديگر بر نظريه دوم، اعتقاد ورزيدهاند و مىگويند «احتمال اين
كه مراد از بيّنه معناى لغوى يعنى حجت و امر واضح باشد نه معناى اصطلاحى عصر ما
يعنى شهادت عدلين همان طور كه در آيه شريفه «أَ فَمَنْ كٰانَ عَلىٰ
بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ»* [١] و نيز «حَتّٰى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ» [٢] مراد است
بسيار بعيد به نظر مىرسد، زيرا اگر فرض كنيم كه در زمان رسول اللّه (ص)
واژه
بيّنه در معناى اصطلاحى امروز متبادر نبوده است، بىترديد در زمان امام صادق (ع)
اين
لفظ در معانى كنونى غالب بوده است و اين مطلب با مراجعه به اخبار قضا به خوبى روشن
مىگردد. وانگهى
مسلما اظهر مصاديق لغوى بيّنه همان دو شاهد عادل است و انس اذهان هم به همين مصداق
است. [٣]
و بالاخره نظريه سوم نيز، مدافعان بسيار قابل توجهى دارد و به نظر ما
نيز همين نظريه اقوى است. بدين شرح كه لفظ بيّنه نه حقيقت شرعيه دارد و نه حقيقت
متشرعه، و در كتاب و سنت به همان معناى لغوى به كار رفته است كه عبارت است از آنچه
كه به آن بيان انجام مىگيرد و امور به اثبات مىرسد و به همين معنى است تعبير
قرآن «بِالْبَيِّنٰاتِ
وَ الزُّبُرِ*
و
نيز حَتّٰى
تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ»
و
امثال اين آيات.
و پرواضح است كه بينه در اين موارد جز به معناى حجت و بيانكننده نمىباشد.
و در حديث شريف نبوى «انما اقضى بينكم بالبينات و الايمان» نيز همين
معنى، يعنى ايمان و حجج و بيان كنندهها مراد است و به هيچ وجه ثابت نشده كه منظور
از بيّنه در اين حديث نبوى شاهدين عدلين است. رسول اللّه (ص) در اين جمله
[١] هود؛ ١٧.
[٢] بينه؛ ١.
[٣] كتاب الزكاة، آيت اللّه منتظرى؛ ج ٣،ص ٣٨٨.