قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٥
شهوات و آلودگيها به سوى كمال مطلق حركت كند و با ايجاد عدالت
اجتماعى موانعى را كه بر سر راه بشر براى طى مدارج معنوى تكامل وجود دارد از پيش
پا بردارد. الهى بودن احكام اسلامى آن را با اخلاق و وجدان آميخته و موافق حقوق
فطرى و طبيعى انسان گردانيده است به همين سبب در همه زمانها و مكانها قابل اجرا
است.
پس اعتبار اسلام و جامعيت آن و نيز قابليت آن براى اجرا در همه جا و
همه وقت و در هر زمان و مكان به لحاظ الهى بودن احكام آن است.
فقه و فقها
تا زمانى كه پيغمبر گرامى اسلام حيات داشت و يا اهل بيت آن حضرت و
ياران او زنده بودند، دريافت و شناخت حكم الهى با مراجعه مستقيم به پيغمبر و اهل
بيت امكانپذير بود ولى پس از رحلت پيغمبر و ياران او اين امر چندان آسان نبود چون
از يك طرف با توسعۀ جامعه اسلامى و دگرگونيهاى اجتماعى و اقتصادى روابط بين
افراد دچار پيچيدگيهاى نوظهورى مىشد و از طرفى امكانپذير نبود كه در هر مورد نص
خاص وجود داشته باشد و آيات قرآنى يا سنت نبوى ناظر به همه جزئياتى باشد كه بعدها
در عالم به وجود خواهد آمد. لذا نياز به وجود انديشمندانى پيدا شد كه بتوانند با
دانش و فراست خود احكام كلى را بر مصاديق و موضوعات تازه انطباق دهند و از اين
طريق حكم هر قضيهاى را بيابند.
بديهى است براى دريافت و شناخت حكم الهى در هر مورد علاوه بر دانش و
آگاهى بايد امتيازات ديگرى باشد تا موجب قبول عامه مردم گردد، اين دانشمندان و
آگاهان مىبايست از صداقت و تقوى و بينش صحيح و ملكۀ استنباط به حد كمال
برخوردار باشند تا بر اساس قرآن و سنت نبوى و قدرت اجتهاد حكم هر موضوع تازه را
دريابند و تكليف موارد پيچيدهاى را كه مولود تغيير و توسعه اجتماعى و اقتصادى
بوده است روشن نمايند، لذا از همان قرن اول هجرى دانشمندان برجستهاى تصدى اين مهم
را بر عهده گرفتند و در نتيجه تلاش و دقت نظر و كوشش مستمر آنها فقه مترقى و پوياى
اسلامى به وجود آمد كه جوابگوى نيازهاى درونى بشر و هماهنگ حقوق فطرى او است.