قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٤٠
عدليه در مورد تشريفات رسيدگى و مجازاتها صادر مىشد و براى رسيدگى
به اعتراض افراد نسبت به احكام مجلس خصوصى تشكيل مىشد ولى چون قوانينى براى
رسيدگى و محاكم تدوين نشده بود غالبا بين محاكم و اصحاب دعوى مناقشاتى ايجاد مىشد.
تا اين كه در سال ١٣٢٨ اداره مدعى العمومى و ديوان تميز رسما ايجاد گرديد. درس سال
١٣٢٩ عدليه منحل گرديد و چند شعبه موقتى كارهاى جارى را اداره مىكرد. و در همين
سال قوانين" اصول تشكيلات عدليه" و" اصول محاكمات حقوقى" به
تصويب رسيد. البته تصويب اين دو قانون كه متأثر از قوانين فرانسه بوده است توسّط
كميسيون عدليه و به طور موقت صورت گرفت و اين اختيار را مجلس به كميسيون عدليه
داده بود كه قوانين پيشنهادى وزير عدليه را به طور موقت تصويب كند.
مطابق قانون اصول تشكيلات، عدليه ايران داراى محاكم بدايت و صلح و
استيناف و تميز گرديد و قانون اصول محاكمات مقرر داشته بود كه مسائل شرعيه مثل
نكاح و طلاق و نسب و امثال آن در محاكم شرعيه و موضوعات عرفيه از قبيل ماليات و
امتيازات دولتى غير آن به محاكم عدليه رجوع شود و در موارد اختلاف به محاكم شرع
مراجعه گردد و ارجاع امر به محاكم عرفيه منوط به تراضى طرفين باشد [١] و چون قوانين اصول
محاكمات موقتى و اصول تشكيلات نتوانست اصلاحات مورد نظر دولت وقت را تأمين كند و
با وضع موجود الغاى كاپيتولاسيون نيز مقدور نبود؛ لذا در بهمن ١٣٠٥، براى بار دوم عدليه منحل گرديد و به موجب ماده واحدهاى در همان
ماه به وزير عدليه اختيار داده شد كه اصول محاكمات حقوقى و قانون تشكيلات را تهيه
كرده و موقتا به عنوان آزمايش اجرا كرده و بعد براى تصويب به مجلس تسليم نمايد. بر اساس اين اختيار اصول محاكمات حقوقى در ٣٠٨ ماده و قانون تشكيلات عدليه در ٢٥٨ ماده در سال ١٣٠٧ به تصويب كميسيون عدليه مجلس رسيد و كاپيتولاسيون نيز
ملغى گرديد.
پس از آن قوانين مهم ديگرى درباره آيين دادرسى، يعنى تكليف دعاوى بين
اتباع بيگانه و اتباع ايران و تعيين مرجع دعاوى دولت و افراد و غير آن به تصويب
[١] نك:خطابهمحمد على فروغى نخست وزير وقت در دانشكده حقوق؛ مطبوع در مجله تعليم و تربيت،شماره دهم، سال ششم ص ٧٢٩.