قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٢٨
دست فاطميان افتاد تا ٣٧٤ ق/ ٩٨٤ م (روزگار عزيز فاطمى) همچنان ابو
طاهر قاضى منصوب از بغداد به دادرسى ادامه داد. در اين تاريخ على بن نعمان حيّون
از سوى عزيز، قاضى القضاة قاهره، مصر، سوريه، حرمين شريفين و مغرب شد.
نخستين كسى كه در مصر رسما عنوان قاضى القضاة را در احكامش به كار
برد، حسين بن على بن نعمان حيّون
[١] بود [٢]. اگر چه
عنوان قاضى القضاة در اندلس، سالها پس از برچيده شدن دستگاه خلافت امويان غرب و
تقريبا از اوايل سدۀ ٦
ق/ ١٢ م به چشم مىخورد، ولى اين بخش از
جهان اسلام از سالهاى ١٤٠
ق/ ٧٥٨ م (از زمان عبد الرحمن داخل)
خود
داراى منصبى در قضا با نام «قاضى
الجماعة» بوده است، و
نوشتهاند كه «قاضى الجماعة قرطبه»،
مانند قاضى القضاة بغداد نصب قضات شهرها و نظارت بر كار آنان را بر عهده داشته است [٣].
بالاخره با جدا شدن سرزمينهايى ديگر در شرق و غرب از سلطۀ
مركزى خلافت، هر ناحيه قاضى القضاتى خاص خود يافت. [٤]
سمت قاضى القضاتى در بغداد اندك اندك گسترش يافت و به سازمانى به نام
«ديوان قاضى القضاة» بدل شد. اعضاى غير قضايى اين ديوان عبارت بودند از:
١. دربان (حاجب، بوّاب)
: وى مأمور نظم و ترتيب ديوان بود و وظيفه داشت كه نام و مشخصات و سبب
مراجعه ارباب رجوع (براى ديدار
خصوصى، اداى شهادت، طرح دعوى)
را
به اطلاع قاضى برساند تا قاضى متناسب با نوع كارى كه دارند با آنها برخورد و رفتار
كند و موجبات سوء تفاهم و بدگمانى پيش نيايد. در باب كراهت يا استحباب گماشتن دربان ميان فقها اختلاف است. ولى غالبا رأى به استحباب و لزوم آن دادهاند. و براى متصدى اين سمت سه شرط لازم (عدالت.
عفت و امانت) و پنج شرط مستحب بر شمردهاند [٥].
٢. نايب قاضى
: او كسى بود كه توسّط قاضى يا خليفه يا قاضى القضاة، انتخاب
[١] ٣٩٠ ق/ ٩٩٩ م.
[٢] رفع الاصر عن قضاة مصر، ملحق كتاب الولاة كندى، ابنحجر؛ ص، ٥٩٧.
[٣] همان مأخذ؛ ص، ١٠٣.
[٤] القضاء فى الاسلام؛ ص، ٣١.
[٥] ادب القضاء؛ ابن ابى الدم، صص، ٥٩، ٦١. تحرير الاحكام؛ علامه حلّى، ج ٢،ص ١٨٣. المبسوط، طوسى؛ ج ٨،ص ٨٧.