قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٦٣
اثبات كرد:
١. فقدان شرط صحت
اگر اثبات شود كه اقرار شرايط صحتى را كه درگذشته براى اركان اقرار
(مقرّ، مقرّ له، مقرّ به و صيغۀ اقرار) ذكر شد، دارا نبوده مىتوان بىاعتبارى
آن را اثبات كرد. چنانكه ثابت شود اقراركننده داراى اهليت نبوده يا قصد جدى براى
اقرار نداشته و از روى استهزا اقرار كرده و يا مختار نبوده و اقرار بر اثر اكراه
يا شكنجه صادر شده است و يا اثبات شود كه اقرار صورى بوده و مقرّ و مقرّ له براى
ضرر زدن به حقوق طلبكاران به آن اقدام كردهاند. البته مسلم است تا زمانى كه اين
امور به طرقى همچون بينه، سوگند و قراين اثبات نشود، اقرار به قوت خويش باقى است. [١]
٢. اشتباه
گاهى منشأ اقرار تصور امرى مخالف واقع مىباشد كه خود بر دو گونه
است:
الف) اشتباه موضوعى
: و آن در صورتى است كه اقراركننده امرى را بر خلاف واقع تصور كند و بر
اساس آن به نفع ديگرى به حقى اعتراف كند، چنانكه وارثى طبق سندى كه ديگرى ارائه مىكند
به وجود دينى در ذمۀ مورث خويش اقرار كند ولى بعدا در ميان دارايى متوفى
سندى يافت شود كه بر تأديه دين مزبور دلالت كند، در اينجا اقراركننده مىتواند با
استناد به سند اخير و عدم آگاهى از واقعيت امر بىاعتبارى اقرار را درخواست نمايد. [٢]
ب) اشتباه حكمى
: و آن موردى است كه اقراركننده بر اثر عدم آگاهى از حكم قانونى قضيه
به حقى به سود ديگرى اقرار كند، چنانكه كسى از متوفى طلبكار باشد و آن را از عموى
پدرى او كه خود را وارث منحصر مىدانسته مطالبه كند.
عمو نيز بر اساس اين تصور اشتباه كه در ارث بر پسر عموى ابوينى مقدم
است به آن دين اعتراف نمايد.
[٣]
[١] نك:الوسيط؛ج ٢، صص ٤٨٥، ٤٨٦، ٤٩٩.
[٢] نك:مصباحالفقيه، همدانى؛ ص ٢١١. الوسيط، ج٢، ص ٤٨٦. حقوقمدنى، امامى؛ ج ٦، ص ٥٣.
[٣] همان مأخذ؛ ج ٦، صص ٤٣، ٥٤. دانشنامهحقوقى، جعفرى لنگرودى؛ ج ١، صص ٦٢٨، ٦٢٩.