پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦
هستند از یک روح جمعی حاکم و آنچه واقعا وجود دارد جامعه است نه فرد - که در اینصورت اولویت با سوسیالیسم خواهد بود . اما آیا شق سومی هم در کار است و آن اینکه نه فرد - منظور شخصیت فرد است نه جسم او - مستهلک در جامعه است و نه جمع فاقد اصالت و دارای وجود اعتباری است ، بلکه ترکیب فرد و جامعه نوعی است که در آن فرد اصالت و شخصیت دارد و در عین اینکه جمع هم اصالت و شخصیت دارد ، و تحقق شخصیت فرد در جامعه و تحقق شخصیت جامعه در فرد صورت میگیرد ، و این سخن شبیه نکته ای است که فلاسفه ما در باب وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت میگفتند ، و البته جای بحث این مطلب اینجا نیست . و اما آن مسئله معنویت ، همانطور که شما اشاره کردید پیروان مکاتب خواهان تلفیق ، متوجه شدند فرضا بتوانند مشکل تلفیق را حل کنند ، نیازی به کادری از معنویت وجود خواهد داشت بنابراین نکته اساسی اینست که این فضای اخلاقی و معنوی چگونه فضائی باید باشد و چه تضمینی دارد ؟ آیا این فضا مانند فضای سبز شهر است که با پول و کارگر میتوان آن را بوجود آورد ، یا فضائی از یک ایمان و اعتقاد و گرایش و بینش است ؟ و در صورت اخیر اولا چه نوع گرایش و بینشی ملاک عمل و ضامن تحقق آن فضاست و ثانیا چگونه میتوان آنرا بوجود آورد ؟ در این مورد گروهی از پیروان مکاتب تلفیقی که بدنبال ایجاد فضای معنوی هستند ، میان معنویت و مذهب تفکیک میکنند و میگویند معنویت آنجا است که به مسائل از دیدی انسانی بدون توجه به رنگ و نژاد و مذهب و بدون هیچگونه تعصبی نگریسته شود و حال آنکه مذهب از آن نظر که میان پیروان و غیر پیروان فرق میگذارد و حقوق متفاوتی میان این دو دسته قائل است و بعلاوه از آن نظر