پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٥
واقع میخواست مهر خود یعنی مهر فرهنگ خود را به این انقلاب بزند میدانیم که هویت فرهنگی یک ملت ، آن فرهنگی است که در جانش ریشه دوانیده است و هویت ملی این مردم اسلام است بریدگان از اسلام اگر چه در داخل این ملت و تحت حمایت آن هستند ، اما در حقیقت از آن بریده اند زیرا خود را از فرهنگ و روح و خواست این ملت جدا کردهاند . حال اگر خواسته خود مردم ، یعنی جمهوری اسلامی ، حاکمیت مردم را نقض کند باید بگوئیم که دمکراسی امری محال است زیرا همیشه وجودش مستلزم عدمش است هیچکس نمیخواهد اسلامی بودن جمهوری را بر مردم تحمیل کند این تقاضای خود مردم است و در واقع نهضت از آن روز اوج گرفت و شورانگیز شد که شعار و خواست مردم ، استقرار جمهوری اسلامی شد جمهوری اسلامی یعنی یک نفی و یک اثبات اما نفی ، نفی رژیم حاکم ٢٥٠٠ ساله و اثبات ، محتوای اسلامی و توحیدی آنست . مسئله ولایت فقیه را هم که مطرح کردید از همین قبیل است ، ولایت فقیه به این معنی نیست که فقیه خود در رأس دولت قرار بگیرد و عملا حکومت کند نقش فقیه در یک کشور اسلامی ، یعنی کشوری که در آن مردم ، اسلام را بعنوان یک ایدئولوژی پذیرفته و به آن ملتزم و متعهد هستند ، نقش یک ایدئولوک است نه نقش یک حاکم وظیفه ایدئولوک اینست که بر اجرای درست و صحیح ایدئولوژی نظارت داشته باشد ، او صلاحیت مجری قانون و کسی را که میخواهد رئیس دولت بشود و کارها را در کادر ایدئولوژی اسلام با انجام برساند ، مورد نظارت و بررسی قرار میدهد . تصور مردم آنروز - دوره مشروطیت - و نیز مردم ما از ولایت