پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٥
ارزش انسان را تا آنجا بالا ببرد که بتواند از قوانین معنوی استفاده بکند و حتی آنرا بر ضد قوانین مادی بکاراندازد ، قوانین مافوق مادی آنگاه که در قوانین مادی دخل و تصرف بکند ، نام معجزه بر آن میگذاریم در قرآن تا دلتان بخواهد معجزه ذکر شده است من نمیدانم گویا عدهای رو دربایستی دارند ، تا در قرآن به معجزه میرسند شروع میکنند به تاویل و تعبیر کردن تا میرسند به شکافتن دریا برای موسی ، میگویند مقصود اینست که در آن موقع دریا در حالت جذر بوده ، و در زمان غرق شدن فرعون دریا حالت مد پیدا کرده است اگر عصای موسی اژدها شد ، مقصود اینست که قدرت منطق و قوه بیان موسی ، بر سلاح تبلیغ آنها غلبه کرد و چون اژدها ، منطقهای آنان را بلعید معنای چنین سخنانی انکار صریح قرآن است معنایش اینست که ما استقلال در فکر نداریم ، معنایش اینست که ما قرآن را پیشوا قرار نداده ایم ، بنا را بر این گذاشته ایم که مکتبهای دیگر را بپذیریم و بعد آیات قرآن را بر اساس آنها توجیه و تفسیر کنیم . من بعنوان نصیحت میگویم ، کسانی که این چنین فکر میکنند یعنی میخواهند مکتب اسلام را با مکاتب دیگر تطبیق دهند و یا عناصری از آن مکتب را در اسلام وارد کنند ، چه بدانند ، و چه ندانند در خدمت استعمار هستند خدمت اینها به استعمار ، از خدمت آنها که عامل استعمار سیاسی یا عامل استعمار اقتصادی هستند ، بمراتب بیشتر است و بهمین نسبت خیانتشان به ملت بیشتر و عظیمتر از این رو و با توجه به این خطرات برای حفظ انقلاب اسلامی در آینده ، از جمله اساسیترین مسائلیکه میباید مد نظر داشته باشیم ، حفظ استقلال مکتبی و ایدئولوژیک خودمان است .