پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥
تقدم حق جمع بر حق فرد استوار است یعنی خواه ناخواه آزادی فرد را و دمکراسی را سوسیالیسم محدود میکند و بالعکس . امروزه در دنیا گروهی از کشورها از دمکراسی دم میزنند و گروهی دیگر از سوسیالیسم و صاحبنظران هم اعتراف دارند که نه دمکراسی آن دنیای به اصطلاح آزاد و لیبرال ، دمکراسی واقعی است و نه سوسیالیسم آن قطب دیگر ، سوسیالیسم اصیل است از سوی دیگر گروه کشورهای باصطلاح لیبرال از سوسیالیسم سخنی نمیگویند و اگر هم ادعای دموکراسی و سوسیالیسم داشته باشند خود به بیمحتوا بودن آن اذعان دارند ، و کشورهای سوسیالیستی هم بحثی درباره دمکراسی بمیان نمیآورند و آنان نیز که مدعی نوعی سوسیالیسم دمکراتیک هستند پوچی سخنشان امروزه کاملا آشکار شده است ژ این مشکل که آیا واقعا از نظر فلسفی و حقوقی بکدام یک از دو قطب دمکراسی و سوسیالیسم باید گرایش پیدا کرد و یا اینکه ایندو دیدگاه قابل جمعند یا نه ، مشکلی است که باید از طریق فلسفی حل بشود البته در این زمینه مکتبهایی هستند که به دمکراسی و سوسیالیسم هر دو گرایش دارند و میخواهند ایندو نظر را با یکدیگر تلفیق کنند ولی تلفیق ایندو مبتنی بر همان مسئله بسیار دقیق فلسفی است که به مسئله اصالت جمع یا اصالت فرد معروف است پیروان این مکاتب بدنبال یافتن پاسخ این پرسش هستند که آیا آنچه عینیت دارد فرد است و جمع ، یک وجود عرضی و اعتباری دارد - که البته طبیعی است که در صورت مثبت بودن جواب ، دمکراسی بر سوسیالیسم اولویت پیدا میکند - و یا باید نظریه مخالف را پذیرفت که معتقد است جامعه شناسی انسان بر روانشناسی او تقدم دارد و فرد اساسا اصالتی ندارد ، فرد و روح و خواست و اراده و احساس و همه چیز او توابعی و انعکاساتی