پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨
مادیون در مورد جامعه و تاریخ دارند به اعتقاد آنان ، تاریخ و طبیعت جریانی به اصطلاج دیالکتیکی طی کرده ، از میان اضداد عبور میکنند در دنیا ، همیشه جنگ اضداد برقرار است و جنگ اضداد بشکل دیالکتیکی جریان مییابد یعنی هر واحدی در طبیعت و تاریخ بالضروره عامل نفی کننده خود را در درون خودش پرورش میدهد و با رشد این عامل ، میان واحد اول - تز - که عنصر کهنه محسوب میشود و نفی کننده آن - آنتی تز - که عنصر نو بحساب میاید جنگ در میگیرد و این جنگ با پیروزی نو ، و یا به یک معنی دیگر ترکیب نو و کهنه - ایجاد سنتز - بپایان میرسد و بعد دوباره این جریان شروع میشود و سنتزی که از جنگ حاصل شده بود خود بعنوان یک تز وارد عمل میشود و باز روز از نو روزی از نو بر اساس این طرز تفکر اساس طبیعت ، زندگی ، جامعه ، و هر چیز که انگشت بر روی آن بگذارید ، جنگ است و جنگ اخلاق خوب هم یعنی همیشه شکل آنتیتز را داشتن ، یعنی انکار آنچه هست ، انکار وضع موجود هر که علیه وضع موجود - هر چه که میخواهد باشد - مبارزه کند مترفی و متکامل است همینقدر که وضع تازه ای بوجود آمد ، فورا در درونش حالت دیگری که عبارت از انکار وضع فعلی باشد بوجود میاید از این به بعد آن آدم مترقی جزو عناصر کهنه در میآید که میباید از بین برود. مبارزه ، اساسا یک لحظه هم متوقف نمیشود و نباید هم متوقف شود در هر لحظه هر چه که چهره مبارزه داشته باشد ، حقانیت هم با اوست بر اساس همین طرز تفکر است که آن عده که میکوشند به قول خودشان اسلام را انقلاب بکنند - نه اینکه انقلاب را اسلامی بکنند - معیار اسلام را در همه جا مبارزه معرفی