پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤
نفر از عزیزان این مردم ، موفق شد در مردم عصیان ایجاد کند و از تحریک
وجدان اسلامی آنها به بهترین نحو در جهت پیشبرد نهضت بهره برداری نماید.
بنابراین با بررسی مسئله رهبری و کیفیت و نحوه آن ، و با در نظر گرفتن
اینکه مردم در میان افراد زیادی که صلاحیت رهبری داشتند کدام رهبر را
انتخاب کردند [١] و با بررسی و تحلیل مسیری که این رهبر طی کرد و
اهرمهائی که روی آنها تکیه نمود و منطقی که به کاربرد ، به این نتیجه
روشن و آشکار میرسیم که نهضت ما واقعا یک نهضت اسلامی بوده است با
آنکه نهضت از سوئی خواهان عدالت بود و از سوئی دیگر در جستجوی آزادی و
استقلال ، ولی عدالت را در سایه اسلام میخواست و استقلال و آزادی را در
پرتو اسلام جستجو میکرد ، و به عبارت بهتر نهضت ما همه چیز را با رنگ و
بوی اسلامی طلب میکرد این ، همان جهت مورد خواست و میل ملت بود [٢].
[١] و به خصوص باید توجه داشت که این رهبر زوری نداشت تا بخواهد خود را بر مردم تحمیل کند و کسی نیز او را منصوب نکرد و او خود را کاندیدا نکرده بود ، بلکه انتخابش بطور طبیعی و خودبخود صورت گرفت . [٢] یک نمونه ذکر کنم ، دوستی دارم که در تمام زندگیش همواره در حال مبارزه با رژیم بوده است و در این زمینه از بذل جان و مال واقعا دریغ نداشته او بدلیل روحیه خاصش ، نسبت به مجاهدین که آنها هم موضعی مخالف رژیم داشتند ، علاقه و گرایش عجیبی داشت بعد از اینکه جریان به اصطلاح اپورتونیستی سازمان مجاهدین پیش آمد ، من به شدت نگران حال این دوستم شدم با خود فکر کردم نکند که وقتی با این جریان برخورد میکند بگوید اینکه اینها آمده اند و مارکسیست شده اند ، مسئله مهمی نیست چون فعلا باید مبارزه کرد و مسئله مهم مبارزه است اما بعد در جلسه ای که با او ملاقات کردم و نظرش را درباره مارکسیست شدن سازمان سؤال کردم ، در جوابم جمله ای گفت که هرگز فراموش نمیکنم گفت حقیقت این است که >