پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٧
سؤال کنیم که چگونه میتوان این معنویت منفی را ایجاد کرد ؟ میگویند بشر در ذات خودش این صفات را ندارد و یک موجود اجتماعی - و یا به تعبیر مارکس ، ژنریک - است اگر بپرسیم پس خودخواهی و سودجوئی و خودپرستی از کجا پیدا میشود ؟ خواهند گفت ریشه همه اینها در مالکیت است بشر ابتدا بصورت یک " کل " و در یک وحدت زندگی میکرد مرزی میان خود و دیگران قائل نبود احساس من و تو نمیکرد ، اما از وقتی که مالکیت پیدا شد ، منیت و انانیت نیز پیدا شد و اگر بتوانیم مالکیت را از میان ببریم ، معنویت نیز - البته با تعریفی که کردیم - حکمفرما خواهد شد . مالکیت یعنی اینکه اشیاء و ابزارهای زندگی و سازندگی به انسان تعلق داشته باشد وقتی مردم بگویند خانه من ، اتومبیل من ، مغازه من ، سرمایه من این تعلق اشیاء به انسانها ، آنها را بصورت من هائی جدا از یکدیگر در میاورد وقتی این تعلقها در کار نبود ، وقتی که به عوض من " ما " در کار بود ، معنویت در کار خواهد بود . به این ترتیب در این نوع اخلاق ، نه نام خدائی در میان است ، نه نام غیب و ماوراء الطبیعه ، نه نام پیامبر و دین و ایمان معنویت اخلاقی یعنی اینکه منیت و انانیت از بین برود ، جانها با یکدیگر متحد شوند و اتحاد و وحدت در کار بیاید . در مقابل این نظر ، نظر مخالفی هم وجود دارد ، که میگوید اگر ما منشاء منیتها را تعلق اشیاء به انسان بدانیم ، نفی مالکیت و نفی این تعلقها در همه موارد امکان پذیر نیست فرضا این کار را در مورد ثروت انجام دادیم و وضع به صورتی درآمد که دیگر خانه من ، اتومبیل من ، درآمد من در کار نبود ، با سایر موارد چه خواهیم کرد ؟ یک جامعه بالطبع پستها و سلسله مراتب مختلف و متفاوتی