پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٨
ولی واقعیت بقدری قوی بود که تمام گروه ها ، حتی چپ ترین آنها چارهای
ندیدند جز اینکه بگویند رهبری روحانیت را میپذیریم آنها پیش خود
میاندیشند چرا ما که دهها سال دم از انقلاب زدیم و حزب درست کردیم و
تشکیلاتی و طرحهایی داشتیم نتوانستیم کاری از پیش ببریم ، ولی این
آخوندها با این امکانات کم ، آنچنان ریشه یک رژیم ٢٥٠٠ ساله را در
ایران کندند که برای سیاستمداران بزرگ دنیا هم غیر قابل پیش بینی بود
حتی در خود ایران هم ، جامعه شناسان ایرانی روحانیت را بعنوان دکوری در
کنار سیاست و اقتصاد ، بحساب میاورند و برای آن اهمیت چندانی قائل
نبودند [١] .
در صحبت امشب ، قصد ندارم به اثبات نقش روحانیت در نهضت بپردازم
، این جهتی است که هیچکس منکر آن نیست در این جلسه میخواهم بیشتر راجع
به آینده نهضت و نقش روحانیت در تداوم انقلاب سخن بگویم سؤال مهمی که
کمک زیادی به روشن
[١] یکی از نویسندگان غیر مذهبی که سالها قبل جزو ایدئولوگهای جزب توده بود و بعدها تا حد زیادی در نظراتش تحول پیدا شد ، چندی قبل در یکی از مجلات مقاله ای نوشته بود و نهضت فعلی ایران را با دید نسبتا بی طرفانهای تحلیل کرده بود در آن مقاله نویسنده ، مقایسهای میان این نهضت و نهضت مشروطیت و ملی شدن نفت بعمل آورده و متذکر شده بود که گناه شکست در دو نهضت قبلی به گردن لائیکهاست - یعنی آنها که سیاستشان از مذهبشان انگیخته نمیشود و تمایلات مذهبی چندانی ندارند - در ابتدا هر کدام از این دو نهضت ، دو نیرو ، نیروی مذهبیها و نیروی لائیکها با هم براه افتادند ، ولی در موقع بهره برداری ، لائیکها به این فکر افتادند که مذهبیها را عقب بزنند و همین سبب شکست هر دوی این نهضتها شد در انقلاب فعلی نیز اغلب روشنفکران ، فکر میکردند تنها دو نیروی تعیین کننده در جامعه وجود دارد ، یکی نیروی اقتصادی و دیگری نیروی سیاسی هیچکس نمیتوانست پیش بینی کند نیروی دیگری در بطن جامعه وجود داشته باشد که از همه نیروهای دیگر قدرتمندتر و ریشه دارتر است و همانست که بالاخره انقلاب را به پیروزی میرساند .