پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠
گروهها او را برهبری پذیرفتند اما چرا ؟ آیا بدلیل صداقت رهبر بود ؟ بیشک این رهبر صداقت داشت ولی آیا صداقت منحصر بشخص امام خمینی بود و کسی دیگر صداقت نداشت ؟ البته میدانیم که چنین نیست و صداقت منحصر به ایشان نبود آیا بدلیل شجاعت رهبر بود و اینکه تنها ایشان فرد شجاعی بودند و غیر از ایشان رهبر صدیق و صادق و شجاع دیگری وجود نداشت ؟ البته کسان شجاع دیگری نیز بودند آیا به این دلیل بود که ایشان از یک نوع روشن بینی برخوردار بودند و دیگران فاقد این روشن بینی بودند ؟ آیا بدلیل قاطعیت رهبر بود و دیگران فاقد قاطعیت بودند ؟ میدانیم که قاطعیت منحصر به ایشان نبود درست است که همه این مزایا باعلی درجه در ایشان جمع بود ، ولی چنین نیست که این مزایا - لااقل به شدت و گسترش کمتر - در دیگران نبود ، پس چه شد که جامعه خود بخود ایشان را ، و فقط ایشان را به رهبری انتخاب کرد و هیچ فرد دیگری را در کنار ایشان به رهبری نپذیرفت ؟ پاسخ این سؤال بر میگردد به یک سؤال اساسی که در فلسفه تاریخ مطرح میشود و آن این است که آیا تاریخ شخصیت را میسازد و یا شخصیت تاریخ را ، آیا نهضت رهبر را میسازد و یا رهبر نهضت را ؟ اجمالا میدانیم که نظریه صحیح در این مورد اینست که ، یک اثر متقابل میان این دو ، یعنی میان نهضت و رهبر است ، میباید از یک طرف یک سلسله مزایا و امتیازات در رهبر باشد و از طرف دیگر نیز خصوصیاتی در نهضت وجود داشته باشد مجموع این شرایط است که فرد را بمقام رهبری میرساند امام خمینی به این علت رهبر بلامنازع و بلا معارض این نهضت شد که علاوه بر اینکه واقعا شرایط و مزایای یک رهبر در فرد ایشان جمع بود ، ایشان در مسیر فکری و روحی و نیازهای مردم ایران