پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٦
دیگری است . یک وقت من حق خودم را به دیگری ایثار میکنم این بسیار
عالی و دارای ارزش است اما یکوقت دیگری حق مرا بزور میگیرد اینجا اگر
برای احقاق حقم تلاش نکنم و بگویم اشکالی ندارد ایثار کردم ، یک کار ضد
اخلاقی و ضد ارزش انجام دادهام براساس نظریه دومی که تلویحا به آن اشاره
کردم ، یعنی همان نظریهای که در قرآن مطرح است ، اساسا روانشناسی انسان
بر جامعه شناسی او مقدم است یعنی انسان دوگونه وجدان دارد ، وجدان فطری
و وجدان اکتسابی .
انسان قسمتی از وجدان خودش را از جامعه میگیرد ولی این وجدان انسانی
او و ریشههای انسانی وجدانش ، در سرشت او نهاده شده است ، که قرآن روی
این موضوع بسیار تکیه میکند : « و نفخت فیه من روحی »[١]
یعنی قبل از آنکه انسان از جامعه خودش تاثیر بپذیرد یک جنبه ماورائی
خدائی و متعال در وجودش بطور بالقوه موجود است این جنبه همچون بذری
آماده رشد است انسان نوار خالی نیست که بخواهد از بیرون پر بشود بذری
است که برای رشدش نور و حرارت میخواهد یعنی در ذات انسان ، بطور
بالقوه استعداد تکامل و پیشرفت هست انسان در ذات خود یک موجود دو
قطبی است هم انسان است و هم حیوان هر اندازه که جنبه حیوانی در یک فرد
تضعیف شود ، انسان بیشتر به سمت مقام استقلال و انسانیت پیش میرود
میدانید که از خواص تکامل یکی این است که موجود به هراندازه که کاملتر
میشود ، نیازش به محیط کاهش پیدا میکند یعنی اینکه ، تسلط محیط بر او
کمتر و تسلط او بر محیط بیشتر میشود .
[١] ... و در آن از روح خویش بدمم ... ( قسمتی از آیه ٢٩ سوره حجر ) .