پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٢
قرار داشتند - مطرح گردید در این مورد ، داستان مفضل که از اصحاب امام صادق ( ع ) بود نمونه بسیار خوبی است . امام صادق ( ع ) در زمان خود همان کار را میکند که پیامبر ( ص ) و یا علی ( ع ) و یا حسین ( ع ) میکرد ، یعنی انجام رسالت و وظیفه با توجه به شرایط زمان و مکان خود در شرایط زمان امام حسین ( ع ) مسئله اصلی اسلام یزید و دارودسته او بود ولی در زمان امام صادق ( ع ) علاوه بر لزوم مبارزه با قلدر زمانه - که امام خود بطور فعالانه در آن شرکت داشت و نهضتهای علوی را که از روی خلوص نیت بودند ، کاملا تائید میفرمود - مسئله مبارزه با نحلههای فکری و مکتبهای انحرافی نیز مطرح بود واضح است که به دنبال انقلاب ، آزادی از راه میرسد و آزادی به همراه خود ، تضاد افکار و عقاید و بحثهای فلسفی و کلامی را مطرح میکند در این هنگام دیگر شمشیر کاری از پیش نمیبرد ، اینجا اسلحه مناسب ، درس و کتاب و قلم است . وظیفه امام صادق در رویاروئی با آنهمهاندیشههای گوناگون - از فرقههای مختلف کلامی ، فقهی و فلسفی گرفته تا مذاهب یهود و مجوس و جاثلیق ( کاتولیک ) و مکاتب دهری و مادی - چه بود ؟ رسالت امام صادق این بود که در این جبهه به مبارزه برخیزد و راه راست و مکتب صحیح را به امت نشان بدهد نظیر وضع امام صادق ، در زمان حضرت رضا ( ع ) نیز وجود دارد در آن هنگام مامون که خود مردی دانشمند بود ، جلسات بزرگی با شرکت رجال و شخصیتهای بزرگ علمی و مذهبی فرق و مذاهب گوناگون تشکیل میداد و آنها را به مناظره با یکدیگر دعوت میکرد مباحثات امام رضا ( ع ) در این جلسات بسیار آموزنده و روشنگر است . همه اینها که عرض کردم برای روشن کردن این نکته بود که وقتی اوضاع زمانه آنگونه شود که شناخت حق از باطل دشوار و