پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٨
دارد فی المثل حزب احتیاج به رهبر دارد ، رهبر و یا دبیر کل حزب ، خواه ناخواه یک نفر است افراد دیگر هم بحساب مراتب و درجات خود متفاوتند و یا در مورد دولت ، پستها و مشاغل متفاوتی مطرح است ، باین ترتیب حتی در اشتراکیترین جامعه ها ، باز بعضی از افراد ، از نظر شهرت و معروفیت و محبوبیت جلو میافتند و بعضی دیگر در زاویه گمنامی باقی میمانند از این مهمتر ، در مورد مسائل خانوادگی است آیا زن و شوهر نیز باید اشتراکی باشند و زن من ، و شوهر من در کار نباشد ؟ یعنی اینکه اشتراک مالی باید به جنسی منتهی شود ؟ میدانیم که این امکان پذیر نیست بطور خلاصه اگر اضافه و تعلق اشیاء به انسان ، انسان را تجزیه میکند و به انسان انانیت میدهد ، در هر حال تعلقهائی وجود دارد که به هیچ روی قطع شدنی نیست . از سوی دیگر مخالفان نظر اول میگویند ، آنچه که انسان را تجزیه میکند و معنویت را - به تعبیر شما - از او میگیرد ، تعلق اشیاء به انسان نیست بلکه تعلق انسان به اشیاء است تعلق انسان به اشیاء ، یعنی آن علقه و وابستگی درونی که در زبان دین ، به محبت دنیا از آن تعبیر میکنند اگر من به این خانه وابسته شدم ، آنوقت است که از انسانهای دیگر جدا خواهم شد در واقع بجای خانه من میشوم من خانه یعنی من وابسته به این خانه من بنده و برده این خانه به عبارت دیگر آنجا که مضاف و مضاف الیهای است ، انسان اگر مضاف الیه واقع شود ، تکه تکه و تجزیه نمیشود و اگر مضاف واقع شود ، بوسیله مضاف الیه اش خرد میشود و از بین میرود پس بعوض اینکه مالکیت انسان را از اشیاء سلب کنیم ، باید مملوکیت انسان نسبت به اشیاء را از بین ببریم یعنی باید انسان را در درجه اول از درون اصلاح کنیم ، نه آنکه صرفا تغییراتی از برون برای او