پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٢
در دنیای امروز ، علوم و فنون در کشورهای مختلف بطور مشابه مورد
استفاده قرار میگیرد و هیچ ملتی نمیتواند ادعا کند که علم خاصی متعلق به
اوست اما علوم با مکتبها و ایدئولوژیها و راه و رسمهای زندگی تفاوت
دارند اینجا است که ملتها حسابشان را جدا میکنند هر ملتی که از خود
مکتبی مستقل ، و استقلال فکر و رأی داشته باشد و زیر بار مکتبهای بیگانه
نرود ، حق حیات دارد و هر ملتی که مکتب نداشته باشد و بخواهد مکتبش را
از بیگانه بگیرد ناچار تن به بردگی و بندگی بیگانه خواهد داد این ،
متاسفانه همان بلائی است که در گذشته بر سر ما آورده اند در مملکت ما
گروه به اصطلاح روشنفکران خود باخته - که تعدادشان هم کم نیست - دو
دستهاند یک دسته میگویند ما باید مکتب غربیها را از کشورهای آزاد
بگیریم - لیبرالیسم - و عدهای دیگر میگویند ما باید مکتب را از بلوکهای
دیگر غربی بگیریم - کمونیسم .
در سالهای اخیر ، بدبختانه گروه سومی هم پیدا شدهاند که به یک مکتب
التقاطی معتقد شدهاند اینها قسمتی از اصول کمونیسم را با بعضی از مبانی
اگزیستانسیالیسم ترکیب کردهاند و بعد حاصل را با مفاهیم ارزشها و
اصطلاحات خاص فرهنگ اسلامی آمیختهاند آنوقت میگویند مکتب اصیل و ناب
اسلام این است و جز این نیست .
من در اینجا هشدار میدهم ، ما با گرایش به مکتبهای بیگانه استقلال
مکتبی خودمان را از دست میدهیم . حال میخواهد .
> را نادیده گرفتهای و به جمعی جوان بی اطلاع میگوئی در حوزه یک مشت اباطیل درس میدهند راستی زهی شرافت و درستی . در هر حال آنچه مسلم است اینکه از همان زمان ، نقشه بر این بود که از ابتدا فرزندان ما را به فرهنگ خود بدبین کنند و ارتباط آنها را با گذشته شان از بین ببرند و بجایش پیوندهای تازهای با غرب بر ایشان ایجاد کنند.