پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢
قهرا اگر جواب مثبت باشد باید بپذیرند که برای دور نیفتادن از مسیر ،
هدایت و مراقبت لازمست ، جواب منفی میدهند یعنی اینها معتقدند که صراط
مستقیمی وجود ندارد بلکه راه همانست که خود انسان آنگونه که میخواهد
میرود و این نظیر تئوری معروف ملانصرالدین است که روزی سوار قاطر بود
پرسیدند کجا میروی ، گفت هر جا که میل قاطر باشد جامعه دارنده معیارهای
دمکراسی غربی به کجا میرود ؟ آنجا که میلها و خواستهای اکثریت ایجاب
میکند .
در نقطه مقابل این نوع دمکراسی و آزادی ، دمکراسی اسلامی قرار دارد
دمکراسی اسلامی بر اساس آزادی انسان است اما این آزادی انسان ، در آزادی
شهوات خلاصه نمیشود [١] .
البته اسلام دین ریاضت و مبارزه با شهوات بمعنی کشتن شهوات ، نیست
بلکه ، دین اداره کردن و تدبیر کردن و مسلط بودن
[١] اخیرا شنیدهام در یکی از کشورهای معروف غربی که به قول خودشان مهد آزادی هم هست ، علیه مجازاتهائی که در مورد هم جنس بازان ایرانی اعمال شده ، تظاهراتی صورت گرفته و طی آن اعتراض شده است به اینکه این مجازاتها بر خلاف آزادی و دمکراسی است از نظر اسلام ، اینگونه آزادیها ، سقوط آزادی انسانی است اینها رهائی حیوانیت و اسیر شدن انسانیت است قرآن میگوید این گونه افراد که جز همین تمایلات و شهوات به چیز دیگری نمیاندیشند و آزادی خود را در اینگونه اعمال متبلور میبینند ، در واقع من انسانی خود را گم کردهاند و دلیل این امر هم اینست که خدا را فراموش کردهاند اینها با از دست دادن خدا ، خود را نیز تباه و از دست رفته ساختهاند آیه و لا تکونوا کالذین نسوا الله فانسیهم انفسهم ، اولئک هم
الفاسقون »( حشر - آیه ١٩ ) . و شما مؤمنان مانند آنان نباشید که بکلی خدا را فراموش کردهاند و خدا هم نفوس آنها را از یادشان برد آنان به حقیقت بدکاران عالمند اشاره به همین نظر دارد قرآن ریشه این تباهیها و فسقها را در فراموش کردن خدا میداند .