پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٤
مستضعفین میداند . تعبیر این گروه از قرآن این است که ، قطب به اصطلاح مرفه در بیان قرآن ، کافر نامیده شده و قطب محروم ، همان که عامل حرکت است ، مؤمن ، و خطاب اسلام هم تنها به همین گروه است . حال آنکه اینجا دو مسئله خلط شدهاند اینکه جهت گیری قرآن به حمایت از مستضعفین است ، یک مسئله است و اینکه برای هدایت به سراغ چه اشخاصی میرود و مخاطبش چه افراد و گروههائی هستند مسئله دیگر البته بدون شک محرومان و مستضعفان همواره آمادگی بیشتری برای پذیرش اسلام داشته و دارند ، این را تاریخ هم بخوبی نشان میدهد ، و دلیلش هم واضح است ، زیرا اسلام برای این گروه ، هم ندای دلشان است و هم ندای عقلشان برای اینها اسلام ، هم فال است و هم تماشا بمدد اسلام ، این گروه هم از سعادت عدالت برخوردار میشود و هم از شادی رفاه برعکس ، آنها که در طبقه دیگر قرار دارند برای پاسخ گویی به ندای اسلام ، باید پا روی منافع خود بگذارند و از زیر خروارها سنگینی گناه و فساد بیرون بیایند اینجا باید دید که آیا اسلام چنین هنری دارد ؟ البته هنر مال اسلام نیست مال انسان است ، فطرت انسانی چنین اقتضا میکند حتی آن محرومی که به اسلام روی میاورد ، در درجه اول به دلیل داشتن فطرتی زلال و صاف است و اینکه او عدالت را به عنوان یک ارزش طلب میکند ، و فطرت آرمانخواهی ، او را به سمت آن میکشاند ، نه فقط امیال حیوانی و میل به پر کردن شکم . البته من منکر این نیستم که در دنیا جنگ طبقاتی وجود دارد جنگ مرفه و محروم ، استثمارگر و استثمار شده ، در دنیا فراوان دیده میشود اما این جنگ جنگی مقدس نیست زیرا همان ارزشی که استثمارگر در این جنگ دارد از آن نظر که صرفا برای منافعش جنگ