پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨
که میگوید اصلا نهضت فقط و فقط بدوش محرومان است و به سود آنها است علیه طبقات مرفه ، اسلام نهضت پیامبران را به سود محرومان میداند اما آنرا منحصرا بدوش محرومان نمیداند عدم درک این تفاوت میان جهت گیری و میان خاستگاه انقلاب ، منشا بسیاری از اشتباهات شده است آنهائی که عامل مادی را در انقلاب دخیل و مؤثر میدانند انقلابها را با لذات اجتماعی میدانند یعنی میگویند انقلاب ریشه ای در ساختمان انسانها ندارد ، بلکه ریشه ای در تغییرات اجتماعی دارد حال آن که اسلام بعکس بر روی فطرت انسان ها و انسانیت آنها تکیه میکند بهمین جهت است که اسلام مخاطب خود را منحصرا محرومان قرار نمیدهد مخاطب اسلام همه گروهها و طبقات اجتماعی هستند ، حتی همان طبقات مرفه و استضعاف گر نیز طرف خطاب هستند زیرا از نظر جهان بینی اسلامی در درون هر استضعاف گری ، در درون هر فرعونی از فرعون ها ، یک انسان در غل و زنجیر قرار دارد در منطق اسلام فرعون فقط بنی اسرائیل را به زنجیر نکشیده بلکه یک انسان را در درون خودش نیز به زنجیر کشیده است ، انسانی که دارای فطرت الهی است و ارزشهای الهی را درک میکند ، اما در زندان این فرعون بیرونی است و لهذا میبینیم که پیامبران در آغاز دعوتشان و در شروع مبارزه علیه طاغوت ها ، ابتدا سراغ آن انسان بزنجیر کشیده شده در درون فرعونها میروند ، با این نیت که آن انسان را علیه فرعون حاکم برانگیزانند تا باین طریق بتوانند از درون انقلاب ایجاد کنند البته موفقیت در اینجا بان نسبت که فردی انسان درونیش در زنجیر نباشد ، نیست قرآن در خصوص اینگونه انقلاب های درونی میفرماید :