پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١
ایدئولوژی و عدم التزام به یک سلسله اصول فکری درباره جهان و اصول علمی
درباره زندگی دانسته اند اینان میپندارند که اگر کسی به حزبی ، مسلکی ،
مرامی و دینی ملتزم و متعهد شد و خواهان اجرای اصول و ضوابط آن گردید
آزاد و دمکرات نیست پس اگر کشور اسلامی باشد ، یعنی مردم مؤمن و معتقد
به اصول اسلامی باشند و این اصول را بی چون و چرا بدانند ، دمکراسی بخطر
میافتد .
همانطور که عرض کردم ، مسئله جمهوری مربوط است به شکل حکومت که
مستلزم نوعی دمکراسی است یعنی اینکه مردم حق دارند سرنوشت خود را
خودشان در دست بگیرند و این ملازم با این نیست که مردم خود را از گرایش
به یک مکتب و یک ایدئولوژی و از التزام و تعهد به یک مکتب معاف
بشمارند آیا معنی دمکراسی این است که هر فردی برای خود مکتبی نداشته
باشد و به هیچ مکتبی گرایش پیدا نکند و اصول هیچ مکتبی را نپذیرد ؟ از
این آقایان باید پرسید آیا اعتقاد به یک سلسله اصول علمی یا منطقی یا
فلسفی و بی چون و چرا دانستن آن اصول ، بر خلاف دمکراسی است و یا آنچه
که بر خلاف دمکراسی است این است که آدمی به اصولی که مورد قبول اکثریت
جامعه است اعتقاد نداشته باشد و آنها را قابل چون و چرا بداند ، ولی
بدیگری اجازه چون و چرا در اعتقادات و اندیشه های خود را ندهد ؟
برای اکثریت قاطع ملت ایران ، ایمان و اعتقاد راسخ به اصول اسلام
داشتن و بی چون و چرا دانستن آن اصول ، نه گناه است و نه عیب آنچه که
میتواند گناه و عیب باشد ، اینست که این اکثریت مسلمان ، به اقلیت
بیاعتقاد ، اجازه چون و چرا ندهد [١] .
[١] این قاعده در جوامع دیگر نیز صادق است . فی المثل برای >