پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦
مدتهاست که برخورد و تلاقی شرق و غرب بوقوع پیوسته و این امر بخصوص در صد سال اخیر شدت بیشتری پیدا کرده است مردم مشرق زمین بطور کلی و مسلمانان بخصوص ، وقتی خود را در مقابل غربیها دیدند ، احساس کوچکی و حقارت کردند در کتاب نهضتهای اسلامی ، این نکته را نوشته ام که سید احمد خان هندی یا بقول انگلیسیها ، سر سید احمد خان ، در ابتدا یکی از سران نهضت اسلامی در هند بود و مردم را علیه امپراطوری انگلیس تحریک میکرد انگلیسیها او را به انگلستان دعوت کردند سید احمد خان در اروپا وقتی آن تمدن عظیم اوایل قرن بیستم و آن اوضاع با شکوه بریتانیای کبیر را دید ، آنچنان خود را باخت که وقتی برگشت به هند تمام افکارش عوض شد از آن به بعد به مردم میگفت ما راهی نداریم الا اینکه تحت قیمومت انگلستان در آئیم و این درست همانند فکری بود که تقیزاده ما پیدا کرد تقیزاده میگفت ایرانی اگر بخواهد بسعادت برسد باید از فرق سر تا نوک پا فرنگی بشود در نقطه مقابل اینها سیدجمال الدین اسدآبادی قرار داشت سید با اینکه در صد سال پیش و در اوج انحطاط مسلمانان زندگی میکرد وقتی که به غرب رفت ، آنجا باین فکر افتاد که باید ملل مشرق زمین را بیدار کرد باید بانها شخصیت داد و باید غرب را در مقابل آنها تحقیر کرد خود سید جمال به این کار همت گماشت او در مجله عروش الوثقی که در پاریس منتشر میکرد داستان مسجد مهمان کش را آورده که داستان بسیار زیبائی است [١] خلاصه داستان مسجد مهمان کش که
[١] البته سید جمال در داستان خود اسم مسجد نبرده ، بلکه از آن به معبد تعبیر کرده فکر میکنم چون در اروپا این قصه را نشر میداده نخواسته اسم مسجد را بیاورد .