پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٨
یکی سرخوردگی از لیبرالیسم غربی و دیگری نا امیدی از سوسیالیسم شرقی است اضافه کنیم اینجاست که نقش آگاهی و بازگشت به خویش ملت مسلمان ما و احساس کرامت ذاتی و دریافت خود و فلسفه خود از سوی این مردم ، مشخص میشود . مسئله عمده ، بیداری اسلامی مردم ماست روح و هویت اسلامی مردم ما ، بار دیگر درضمن این برخوردها برجسته و مطرح شد در زمان ما به طور کلی در همه کشورهای اسلامی نوعی بیداری و به خود آمدگی اسلامی پیدا شده است ملل مسلمان با سرخوردگی از معیارها و مکتبهای شرقی و غربی به جستجوی هویت واقعی و اصیل خود برخاستهاند . مسلمانان یک دوره خود باختگی را پشت سرگذاشتهاند و به یک دوره بازیافتگی رسیدهاند لهذا جهان سومی در حال تولد است که شرق و غرب را به مقابله برانگیخته است . خود باختگی یعنی تزلزل شخصیت ، بی ایمانی به خود ، گم کردن خود ، از دست دادن حس احترام به ذات ، بی اعتمادی و بی اعتقادی به فرهنگ خود و استعداد و شایستگی خود ، و در مقابل به خود آمدگی یعنی بازگشت به ایمان خود ، بیدار کردن حس احترام به خود و تاریخ و شناسنامه و نسب تاریخی خود . تحلیل ماهیت این انقلاب از تحلیل رهبری انقلاب جدا نیست و این مسئله در ارتباط با مسئله خود یابی ملت ما مطرح میشود باید پرسید که چه شد امام خمینی رهبر مطلق شد ، آن چنان که حتی آنهائیکه از نظر ایده و هدف در قطب مخالف ایشان جای داشتند ، چارهای جز اذعان به رهبری ایشان نداشتند چرا سخنان امام اینهمه موج میافرید ؟ چرا اعلامیههای ایشان با نبودن