پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٨
و دمکراسی در اصیلترین شکلش ، نشان میدهد . گروهی میپندارند جمهوری اسلامی مفهومی طبقاتی دارد ، یعنی حکومت عده ای از مردم ( روحانیون ) و این تقویت فلسفه مادی طبقاتی است اما اگر بعوض جمهوری اسلامی ، جمهوری مطلق نام برده شود ، بکار بردن همین کلمه بیطرفی جناح روحانیون را نشان میدهد و باین ترتیب حکومت واقعا در دست مردم قرار خواهد گرفت نه در دست طبقه ای خاص اما همانطور که عرض کردم ، این اشتباه ناشی از پندار باطلی است مبتنی بر اینکه حکومت جمهوری اسلامی حکومت طبقه روحانیون است حال آنکه نه کلمه جمهوری بطور مطلق میتواند منشاء یک تحول واقعی باشد و نه اینکه هر جا جمهوری با قیدی و پسوندی مقید شود ، تضاد پیدا میشود باید دید که آن قید در ذات خود چه مفهومی دارد و آیا در ذات خود محدودیت و محتوای طبقاتی دارد یا نه قید اسلام ، با توجه به ذات و محتوای آن هرگز جمهوری اسلامی را طبقاتی نمیکند میدانیم که اوضاع زمانه دائما در تحول و دگرگونی است بر این اساس حکومت . جمهوری اسلامی ، چگونه میخواهد جوابگوی مسائل پیچیده و دائما در حال تحول اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و باشد آیا الگوی جمهوری اسلامی در این مورد همان ضوابط و مقرراتی است که ١٤٠٠ سال پیش عرضه شده است ؟ آیا این قوانین که قاعدتا تا زمان ما کهنه شده اند قادر به رویارویی با این مسائل هستند ؟
مسئله تحولات زمان و ثابت بودن ضوابط و قوانین اسلامی مسئله ای است که همواره این شبهه را ایجاد میکند که چگونه میتوان این ثابت را با آن متغیر تلفیق کرد مسئله زمان و تغییر و تحول مسئله درستی است اما ظرافتی در آنست که اغلب