پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٦
در اینجا هم منظور بازگشت است اما بازگشتهای خوب بدین ترتیب روشن
میشود که کلمه انقلاب در قرآن حاوی مفهوم تقدس یا ضد تقدس نیست انقلاب
در قرآن حاوی مفهوم تقدس یا ضد تقدس نیست انقلاب بعدها در اصطلاحات
فقهی و بیشتر از آن در اصطلاحات فلسفی معنی دیگری پیدا کرد فقها در باب
مطهرات ، یکی از امور پاک کننده را انقلاب میدانند که گاهی از آن به
استحاله تعبیر میکنند و گاهی نیز استحاله و انقلاب را دو چیز جدا بحساب
میاورند در اصطلاح فلاسفه معنی انقلاب از اینهم محدودتر و مضیقتر میشود
فلاسفه انقلاب را به جایی میگویند که ذات و ماهیت یک شیئی لزوما عوض
شده باشد بحثی هم برای فلاسفه مطرح بود که آیا انقلاب ماهیت ممکن است یا
ممکن نیست " اصالت ماهیتیها " آنرا ناممکن میدانستند و از این جهت
عملیات کیمیاگران را که نوعی انقلاب ماهیت بود تخطئه میکردند اما "
اصالت وجودیها " نه تنها انقلاب ماهیت و ذات را امری ممکن میدانستند
بلکه هر حرکت اشتدادی یعنی حرکت از نقص به کمال را انقلاب آنا فانا در
ماهیت میدانستند .
اما انقلاب در زمان ما معنای خاص دیگری پیدا کرده است امروز این کلمه
یک اصطلاح جامعه شناسی و فلسفه تاریخ است عربها ، انقلاب به معنی اخیر
را " ثوره " مینامند و اروپاییها " رولوسیون " [١]
انقلاب بمعنائی که در جامعه شناسی مطرح است همان دگر شدن است ، حتی
نباید بگوئیم دگرگون شدن ، زیرا دگرگون شدن یعنی اینکه گونه و کیفیتش
جور دیگر بشود بعوض باید بگوئیم دگر شدن یعنی تبدیل شدن به موجود دیگر .
شعری اقبال دارد راجع به قرآن که در آن دگر شدن را ، به
[١] Revolution