پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٢
میکنند ، ایجاد گردد ؟ آیا ممکن است انسان یک موجود معنوی و یا به تعبیر این آقایان ، انسانگرا بشود بی آنکه قادر باشد خود را و جهان را تفسیر معنوی بکند ؟ آیا معنویت بدون ایمان به خدا ، بدون ایمان به مبداء و معاد ، بدون ایمان به معنویت انسان - و اینکه در او پرتوی غیر مادی حاکم و مؤثر است - اساسا امکان پذیر هست ؟ پاسخ همه این سؤالها منفی است . از جمله خصوصیات انقلاب ما ، یکی این است که چون بر پایه ایدئولوژی اسلامی قرار گرفته ، به معنویتی واقعی متکی است ، نه معنویتی از آن دست که حضرات پیشنهاد میکنند و میبینیم که بطلان و ورشکستگیاش به اثبات رسیده است در کشورهائی که به ادعای طرفداران این نوع معنویت ساختگی ، مالکیت وجود ندارد ، بی معنویتی و خودخواهی و خود پرستی همانقدر رایج است که در کشورهای طرفدار مالکیت یک نمونه جالب از پرورده شدگان مکتبهای اومانیستی اینچنینی ، استالین است میپرسم آیا استالین در چه محیط و در کدام جامعه رشد یافت ؟ غیر از اینست که درجامعهای که به ادعای آقایان در آن مالکیت وجود نداشت ؟ اگر این تز درست باشد که مالکیت فردی به انسان خود پرستی و خودخواهی و جاه طلبی میدهد ، در مورد استالین که نه سند مالکیتی بنامش وجود داشت و نه ملکت و املاکی داشت و نه خانههای متعدد ، چه میتوانید بگوئید ؟ چگونه بود این شخص که از تربیت شدگان همین مکتبهاست ، به اعتراف معتقدان این مکاتب از جمله خودخواه ترین و درنده خوترین انسانهای روی زمین محسوب میشد ؟ در میان کمونیستهای امروز ، غیر از یک گروه خاص ، یعنی آنهائی که با نام تودهای شهرت دارند ، سایر گروهها به استالین به چشم یک انسان نگاه نمیکنند و استالینیزم را مترادف با فاشیزم میدانند . نمونه