پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧
خاص استوارند . یعنی واقعا کسی به یک طرح و به یک فکر خاص رسیده و با نوشتن کتاب ، آن طرز فکر خود را عرضه میدارد از این نمونه ها زیاد دیده میشود یعنی هستند بعضی افرادی که بر ضد خدا ، بر ضد اسلام ، بر ضد پیغمبر حرف میزنند ولی در حرف خودشان صداقت دارند ، یعنی اینگونه فکر میکنند بهمین دلیل راه مبارزه با این گروه ارشاد است و هدایت و عرضه کردن منطق صحیح . ولی در نوع دوم کتابها ، مسئله این نیست مسئله ، مسئله دروغ و اغفال است مثلا فرض کنید کسی بیاید کتابی درباره رئیس حکومت بنویسد و هزارها دروغ به او نسبت بدهد آیا به اعتقاد شما آزادی ایجاب میکند که اجازه بدهیم این دروغها در مردم پخش شود ؟ طبیعی است که چنین کاری خیانت به مردم محسوب میشود بله یک وقت کسی به کار رئیس حکومت ایراد میگیرد که مثلا آقا فلان کاری که کردی ، باین دلیل غلط بوده است ، واضح است که این آدم باید بیاید حرف خودش را بزند ولی یک وقت کسی میاید دروغ میبافد که فرضا من خبر دارم ، دیشب ساعت ٢ بعد از نیمه شب ، رئیس حکومت با فلان سفیر ، در فلان نقطه ملاقات کردند و با هم قول و قرار گذاشتند اینها را میگویند برای اینکه میخواهند در مردم آشوب بپا کنند حالا در اینجا باید بگوئیم چون کشور ما آزاد است ، پس باید بگذاریم او حرفهای خودش را در میان مردم پخش کند و آیا اگر ما جلوی دروغ و اغفال را بگیریم ، مرتکب سانسور شده ایم ؟ ! حرف ما این است که دروغ را و خیانت را باید سانسور کرد و نباید اجازه داد به نام آزادی فکر و عقیده ، آزادی دروغ در میان مردم رائج بشود . والسلام