پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٦
سنجش این دو نظریه استفاده کنیم . طبق تئوری دوم ممکن است انقلابی صورت گیرد بدون آنکه پیشرفت عوامل تولید در آن نقشی داشته باشند ، حال با این ترتیب که پیشرفتی در عوامل تولید رخ نداده و یا اگر رخ داده است ، تاثیری نداشته است و نیز تضاد طبقاتی و دو قطبی شدن جامعه و به تعبیر امیرالمؤمنین کظة ظالم و سغب مظلوم رخ نداده و یا اگر رخ داده نقش مهمی نداشته و یا اگر دو قطبی شدن نقش داشته ، ایفا کننده نقش ، قطب محروم نبوده است . همانطور که در انقلابی که منجر به خلافت علی ( ع ) شد آنکه نقش داشت محرومان نبودند خود علی از آن جهت خلافت را بعهده گرفت که جامعه به ظالم و مظلوم و مرفه و محروم تقسیم شده بود ، بدون آنکه خود او در طبقه محرومین باشد زهد و ساده زیستی علی ریشه انسانی داشت نه ریشه اقتصادی و طبقاتی بر طبق نظریه دوم ، این امکان هست که انقلابی اجتماعی رخ دهد در حالی که عامل پیشتاز محرومان و مستضعفان نباشند بلکه همه عوامل اجتماعی ، طبقات و گروه ها و اصناف به میدان کشیده شوند . طبق این تئوری غایت و هدف ممکن است رفاهی و برای تامین معیشت نباشد بلکه مسلکی باشد و حتی طبقات محروم ابا داشته باشند از اینکه تظاهرات و اعتصابات خود را برای رسیدن به رفاه بهتر تلقی کنند ، بلکه صرفا آنرا برای برادری و برابر و عدل و مساوات و اخوت ایمانی در نظر داشته باشند طبق این تئوری علل و اهرمهائی که با فشار روی آنها از طرف رهبری یا از طرف دشمن شور و غیرت مردم به خروش و جنبش میاید و خشم انقلابی آنها بر انگیخته میشود ، منحصرا مادی و رفاهی نیست و احیانا با عقاید ، ایدهآلهای معنوی ، آرمانهای انسانی ، یا احساسات جامعه از قبیل