پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩
« و قال رجل مؤمن من آل فرعون یکتم ایمانه . . . »( ٢٨ - مؤمن ) میفرماید انسانی از همان ملاء فرعون ، از همانها که از نظر امکانات زندگی در رفاه کامل بسر میبرند و از نظر این که در طبقه استثمارگر و در طبقه استضعاف گر هستند با حاکم و با فرعون همکار و همدست و هم اندیشه اند ، در میان چنین افرادی ، مردی پیدا میشود که ، بموسی ایمان میاورد و بحمایت از او برمیخیزد زن فرعون نیز از آن نمونه افرادی است که در طبقه حاکم قرار دارند اما با شنیدن سخن حق وجدانشان بیدار میشود و به ندای حق لبیک میگویند زن فرعون با قبول دعوت موسی علیه فرعون قیام میکند ، او در ابتدا غل و زنجیر را از پای آن انسانی که در درونش بزنجیر کشیده شده پاره کرد و بعد از آزاد کردن خود انسانیش علیه فرعون که هم شوهرش بود و هم سمبل نظام جور و ظلم ، طغیان کرد این قیام ، قیام فردی از گروه قبطیان بسود سبطیان بود سبطیها انسانهائی هستند که از ناحیه انسانهای دیگر - قطبیها - بزنجیر کشیده شده اند ، اما خودشان انسان درون خود را بزنجیر نکشیده و یا آن که کمتر اسیر کرده اند قهرا دعوت موسی در میان ایشان - سبطیها - که در واقع محرومان جامعه بحساب میامدند ، داوطلب بیشتری داشت ، درست همانطور که دعوت پیامبر اسلام بیشتر از طرف محرومان پذیرفته شد و از طبقات مرفه گروه کمتری بان لبیک گفتند در زمان ما نیز استقبال محرومین از انقلاب اسلامی بیشتر بود زیرا این انقلاب بسود مستضعفین و در جهت خیر مستضعفین یعنی در جهت عدالت است و قهرا چون در جهت استقرار عدالت است لازم است نعمت هائی که در دست عدهای احتکار شده از آنها گرفته شود و در اختیار آنها که محرومند قرار بگیرد . طبیعی