پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١
شناختن یک انقلاب یعنی شناخت عوامل نارضائی و شناخت آرمان مردم در مورد انقلابها بطور کلی دو نظریه وجود دارد ، یک نظریه این است که اصلا همه انقلابهای اجتماعی عالم ، اگر چه در ظاهر ممکنست شکلهای مختلف و متفاوتی داشته باشد ، روح و ماهیتشان یکی است پیروان این نظریه میگویند تمام انقلابها در دنیا ، چه انقلاب صدر اسلام چه انقلاب کبیر فرانسه ، چه انقلاب اکتبر و یا انقلاب فرهنگی چین و با اینکه شکلهاشان فرق میکند در واقع یک نوع انقلاب بیشتر نیستند در ظاهر به نظر میرسد که یک انقلاب مثلا علمی است و دیگر سیاسی است ، یکی دیگر انقلاب مذهبی و قس علیهذا ، با این حال روح و ماهیت همه اینها یک چیز بیشتر نیست ، روح و اهمیت تمام انقلابها اقتصادی و مادی است انقلابها از این جهت درست شبیه یک بیماری است که در موارد مختلف آثار و علائم متفاوت و مختلفی نشان میدهید ، اما یک طبیب و پزشک میفهمد که همه این علائم مختلف و متفاوت
> جامعه روی میدهد ، اگر بنیادی نباشد ، یعنی جامعه را از نظر بنیاد و ساختمان اصلی و نظامات حاکم ، دگرگون نسازد ، بلکه تنها تغییراتی در جهت بهبود اوضاع بوجود آورد اصلاح مینامند انقلاب و اصلاح تنها در مورد اجتماع صادق نیستند بلکه درباره افراد نیز صدق میکنند گاهی دیده میشود که وضع سلوک اخلاقی و رفتار اجتماعی یک فرد نسبت به گذشته بهتر میشود و اما گاهی نیز ، اساسا دگرگونی روحی در افراد پیدا میشود ، آنچنانکه گوئی این آدم امروز همان فرد سابق نیست توبه در اصطلاح بمعنی ایجاد یک انقلاب روحی و یک دگرگونی بنیادی در طرز عمل و سلوک و رفتار است .